قواعد فقه - محقق داماد، سيد مصطفى - الصفحة ٣٠١
اما از نظر ساير فرق اهل سنت (غير از حنفيه)، [١] سوگند از سوى اولياى دم براى اثبات قتل عليه
جانى اقامه مىشود. هر يك از
آنان (٥٠ نفر) مىگويد: «به خدايى كه غير از او خدايى نيست، جانى ضربه زد و فلانى
مرد، يا به درستى كه فلانى، فلانى را كشت.»
چنانچه بعضى از اولياى دم از اداى سوگند خوددارى كنند، افراد باقى
مانده از اولياى دم، تعداد قسم باقى مانده را خواهند خورد؛ اما اگر همهى اولياى
دم نكول كردند يا اينكه قتل لوث نبود (نه قرينه ظاهرى در خصوص قاتل وجود دارد و نه
عداوت ظاهرى)، [٢]
قسم به متهم ارجاع مىشود. در اين صورت، بستگان وى ٥٠ سوگند مبنى بر
برائت متهم مىخورند؛ ولى چنانچه متهم، بستگان «عاقله» نداشته باشد، متهم ٥٠ سوگند
خورده و از مسئوليت برى خواهد شد.
رأى مشهور فقهاى شيعه با نظر اخير- با كمى اختلاف- موافق است. [٣] هم چنانكه از قول
فقهاى اهل سنت (غير از حنفىها) گفته شد، چنانچه قتل لوث نبود، قسامه به متهم
ارجاع مىشود كه اين نظريه با نظريهى فقهاى شيعه موافق نيست. فقهاى شيعه به اتفاق، نظر دارند كه قسامه براى قتل همراه با لوث است
و در غير از مورد لوث جايى ندارد. [٤]
به استناد مواد ٢٤٤، ٢٤٧ و ٢٤٨ قانون مجازات اسلامى، [٥] نظريه فوق در سيستم
حقوق كيفرى ايران نيز پذيرفته شده است.
در اينجا دو پرسش مطرح مىشود:
پرسش اول: آيا شاكى قتل يا متهم به قتل، خود نيز بايد سوگند بخورد؟
در پاسخ بايد گفت كه نظر فقها در اين مسأله مختلف است. از شرح لمعه
استفاده مىشود كه لازم است مدعى نيز سوگند ياد كند و نمىتوان به سوگند ديگران،
بدون
[١] ابن رشد اندلسى، همان، ص ٤٢١، خطيب،شربينى، همان، ص ١١٤.
[٢] الزحيلى، الفقه الاسلامى و ادلّته، ج ٦،ص ٣٩٤.
[٣] نجفى، جواهر الكلام، ج ٤١، ص ٢٤٣ به بعد.
[٤] شهيد ثانى، شرح لمعه، ج ٢، صص ٤٠٩، ٤١٠؛ آيت اللّه خويى، مبانى تكملة المنهاج، ج ٢،ص ١٠٢ به بعد؛ امامخمينى، تحرير الوسيله، ج ٤، ص ٣٠٦ به بعد.
[٥] اين مواد در سال ١٣٨٠ ش.اصلاحشده است؛ نك: آخر همينفصل.