قواعد فقه - محقق داماد، سيد مصطفى - الصفحة ٣
٣- مقايسه نظام قضايى اسلام با اروپا
هنگامى كه ممالك اروپايى روزگار جهل و تاريكى خود را مىگذراندند، نظام قضايى اسلام به صورت يك مجموعهى داراى احكام، قواعد، اصول مشخص، انسجام درونى منطقى و پاسخگو به نيازهاى فزونى گيرنده روز، در عرصه تمدن جهانى قد برافراشت.
واقعيت اين است كه تمدنهاى هم جوار، نظير مصر، ايران و روم، از جهت سطح معيشت و شيوههاى توليد، نسبت به خاستگاه اسلام، يعنى منطقه حجاز، برترى چشمگيرى داشتند. با وجود اين، هرگز يك نظام قضايى مبتنى بر عدل و قسط نداشتند.
اين جوامع رفاه زده، مقارن ظهور اسلام، دوران فروپاشى و اضمحلال خود را طى مىكردند و حكام و سلاطين اين ممالك بدون اينكه پرواى مسائل و مشكلات مردم را داشته باشند زندگىهاى مرفه و افسانهاى براى خود ترتيب داده بودند.
شتاب شگفتانگيز نشر اسلام نشان مىدهد كه رمز پيروزىهاى قواى اسلام در فنون نظامى نهفته نبود؛ بلكه عدم اعتقاد مردم به نظامهاى فرسودۀ ممالك خودشان از يك سو، و شعارهاى مساوات طلبانه و عدالت خواهى ذاتى موازين ارزشى اسلام از سوى ديگر، تودههاى مردم اين ممالك را شيفته خود ساخته بود و دژهاى به ظاهر سنگين را به سهولت مغلوب اسلام مىساخت. در واقع، اسلام در عصرى ظهور كرد كه علاوه بر اينكه تمدنهاى ديگر، روزگار رخوت خود را مىگذراندند، اسلام نيز به علت ديناميسم و پويايى درونى خود بود كه بر رقبا غلبه مىكرد.
هنگامى كه اروپا از روشهاى منسوخ و كهنه براى تفهيم اتهام و اثبات جرم استفاده مىكرد، حقوق اسلامى بر اساس موازين مدون و روشن بر سيستم ادله تكيه زده، اختلافات را حل و فصل مىكرد و به مجازات مجرمين مىپرداخت. اصول مربوط به «مساوات قانونى»، «برائت»، «شخصى بودن مجازاتها»، «قبح عقاب بلا بيان» و دهها اصل و قاعدهى روشن كه اجزاء نظام حقوقى اسلام را تشكيل مىدهند قرنها در اروپا ناشناخته بود و طرح و تكوين اين مفاهيم در حقوق غربى تا اندازه زيادى مرهون فرهنگ و تمدن اسلامى است.
ظهور اسلام با بعثت پيغمبر اكرم (ص) با سال ٦١٠ ميلادى مقارن است. در اين تاريخ، حدود يكصد و پنجاه سال از سرنگونى دنياى مسيحيت آن روز در روزگار تاريك و