قواعد فقه - محقق داماد، سيد مصطفى - الصفحة ٢٢٣
اساسا در مقام مجازات بايد «أخذ بنقيض مطلوب» مراعات شود؛ يعنى عقوبت
بايد خواستهاى را به دست آورد كه درست عكس مطلوب بزهكار را در برابر وى قرار دهد
و به جاى بهرهگيرى و لذت از ارتكاب جنايت، رنج و خفّت نصيب او بگرداند. اين گونه
مجازات علاوه بر اينكه بازدارنده است، مىتواند كفّارهى گناه نيز به شمار آيد و
جهتى را كه پيش از اين به آن اشاره شده تأمين نمايد.
در واقع، عقوبت به منظور تشفّى و انتقامجويى انجام نمىگيرد؛ بلكه
به منظور پاك نگاه داشتن جامعه تحقّق مىيابد. در واقع، يك نوع تأديب و تربيت به
شمار مىآيد كه مقصود اصلى از آن، پاك شدن آلودگان و جلوگيرى از آلوده شدن ديگران
است.
بدين ترتيب، چون عقوبت وسيلهى حاد تطهير محسوب مىشود و از دريچهى
رحمت الهى سرچشمه مىگيرد، بايد مسأله تناسب كاملا رعايت شود. رعايت اين تناسب، از
لحاظ انتخاب نوع عقوبت، اندازه و طرز اجراست. بنابراين نمىتوان باور كرد كه عقوبت
انواع جرايم و جنايتها براى هميشه منحصر در تازيانه، آن هم با عددى كمتر از ٧٥ يا
٤٠ ضربه شلاق است.
مبحث دوم: نحوهى تعيين مجازات تعزيرى (التعزير بما يراه الامام)
در مبحث قبل نتيجه گرفتيم كه براى تنبيه بزهكاران و متخلفين، حاكم
اسلامى مىتواند انواع مجازاتهاى متناسب با جرايم ارتكابى، نظير زندان، جريمه
مالى، تبعيد، نگهدارى در مراكز تأمينى و تربيتى، محروميت از مشاغل دولتى، تعطيل
مراكز فعاليت و كار و نظاير آن را بر حسب شرايط زمان و مكان و توانايىهاى اشخاص،
تعيين نمايد.
اينك اين پرسش مطرح مىشود كه آيا تعيين ميزان تعزير به طور كامل به
نظر قاضى محكمه بستگى دارد؟ يا اينكه مىتوان با تعيين اقل و اكثر از طريق مراجع
ذى صلاح حكومتى، او را در يك چارچوب معيّن و محدودى بين اعمال مجازات اقل و اكثر
مخيّر نمود؟ به عبارت ديگر، آيا تعيين ميزان مجازات در هر حال بستگى به نظر قاضى
دادگاه رسيدگىكننده به پرونده دارد؟ و اوست كه در هر مورد با توجه به كيفيّت جرم
و نوع آن و وضعيت مرتكب و جهات مختلف، حكم لازم (از تذكر و توبيخ گرفته تا حبس يا
تازيانه