قواعد فقه - محقق داماد، سيد مصطفى - الصفحة ٢١٧
٢. به معناى «قرب» و نزديك بودن با چيزى. مرحوم طبرسى ذيل آيه ٦٢
از
سوره الرحمن «وَ مِنْ دُونِهِمٰا
جَنَّتٰانِ» مىگويد: «و معنى دون، مكان قريب من الشّيء
بالاضافة الى غيره ممّا ليس له مثل قربه، و هو ظرف مكان؛ [١] معناى كلمه «دون» در اين آيه، مكانى نزديك به يك چيز نسبت به مكان ديگرى است كه به آن
شىء به آن اندازه نزديكى ندارد و اين كلمه ظرف مكان است.»
٣. به معناى «غير و سوى» كه اكثر قريب به اتفاق استعمالات قرآنى به
همين معناست؛ يعنى بيش از يكصد و سى مورد در قرآن به همين معنا استعمال شده است؛
در حالى كه در دو معناى ديگر بيش از يكى دو مورد استعمال نشده است. در اينجا به تعدادى از اين آيات اشاره مىكنيم:
سورهى انبياء، آيه ٨٢: «وَ مِنَ الشَّيٰاطِينِ مَنْ يَغُوصُونَ لَهُ وَ يَعْمَلُونَ عَمَلًا
دُونَ ذٰلِكَ؛
و
نيز برخى از ديوان را مسخّر سليمان (ع) نموديم كه در دريا غوّاصى كنند و يا به كار
ديگرى در دستگاه او بپردازند.»
فرّاء،
از علماى ادب و نحو، ذيل اين آيه مىگويد: «اى سوى الغوص و غيره.»
سورهى مائده، آيهى ١١٦: «أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنّٰاسِ اتَّخِذُونِي وَ أُمِّي إِلٰهَيْنِ
مِنْ دُونِ اللّٰهِ؛
آيا
تو به مردم گفتى كه من و مادرم را دو خداى ديگر، سواى خداى عالم اختيار كنيد؟». راغب اصفهانى ذيل اين آيه مىگويد: «اى غير اللّه». [٢]
در روايات هم «دون» به همين معناى معروف (غير) استعمال شده است:
در صحيحۀ «سدير» دربارهى كسى كه با حيوانى نزديكى كرده باشد
آمده است:
«مقدار كمتر از حد تازيانه مىخورد و بهاى حيوان را به عنوان غرامت به
صاحبش مىپردازد»؛ [٣] اما در
موثقهى «سماعه» مجازات فرد مزبور به اين شكل آمده است: «من سماعة قال: سألت ابا عبد اللّه (ع) عن الرّجل يأتى بهيمة شاة أو ناقة أو بقره،
قال فقال (ع): عليه أن يجلد حدّا غير الحد، ثم ينفى
من بلاده الى غيرها ...؛ [٤] مىبايست به چيزى جز حد، تازيانه بخورد و سپس
از شهر خود به مكانى ديگر تبعيد شود.»
[١] طبرسى، مجمع البيان، ج ٥، ص ٢٠٩.
[٢] راغب اصفهانى، المفردات، ص ١٧٧؛ همچنين رجوعشود به آيات ٢٣ و ٩٤ سوره بقره.
[٣] وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ٥٧١.
[٤] همان.