قواعد فقه - محقق داماد، سيد مصطفى - الصفحة ١٩٨
شهيد ثانى مىگويد:
و التّعزير لغة التّأديب، و شرعا عقوبة او اهانة لا تقدير لها بأصل
الشرع غالبا؛ [١] معناى لغوى
تعزير تأديب است و معناى شرعى آن مجازات يا نكوهشى است كه از طرف شرع تعيين نشده است.
در كتاب الفقه على المذاهب الاربعة چنين آمده است:
اما التّعزير فهو التّأديب بما يراه الحاكم زاجرا لمن يفعل فعلا
محرّما عن العقوبة الى هذا الفعل ..؛
[٢] تعزير عبارت است از تأديب به آنچه كه حاكم مصلحت ببيند؛ به منظور
اينكه مرتكب عمل حرام را از تكرار ارتكاب عمل ممنوع بازدارد.
در جاى ديگر همين كتاب آمده است:
التعزير مصدر عزّر و هو الرّد و المنع، منه قوله تعالى «وَ تُعَزِّرُوهُ» أى تدفعوا العدوّ عنه و تمنعوه، و فى
الشرع تأديب على ذنب لا حدّ فيه و لا كفّارة ...؛ [٣] تعزير مصدر عزّر است
كه به معناى بازداشتن و جلوگيرى است؛ نظير كلام خداوند «وَ تُعَزِّرُوهُ» يعنى دشمن را از وى دفع مىكنيد؛ اما
در شرع به معناى تأديب نسبت به جرمى است كه حدّ و كفّاره ندارد.
با توجه به مراتب فوق چنين نتيجه مىگيريم كه تعزير همان معناى رأفت
و شفقت را در بر دارد و مقصود از آن، رحمت است و هرگز به معناى تعذيب نيست. از اين
نظر، عقوبتهاى اسلامى (تعزيرات) كه منظور از آنها پاك شدن جامعه از آلودگىهاست،
از نقطهى رحمت الهى سرچشمه مىگيرد.
در روايات و نيز كلمات فقها احيانا به جاى تعزير، لفظ «تأديب» هم
استعمال شده است كه اين خود، ترادف لفظ را مىرساند. محقق حلى در شرايع الاسلام مىگويد:
«فلو سرق الطفل لم يحدّ و يؤدّب؛ اگر كودكى دزدى كرد، حدّ ندارد و تنها ادب مىشود.»
صاحب جواهر ذيل اين عبارت به صحيحۀ عبد اللّه بن سنان استناد
نموده كه در آن به جاى «يؤدّب»، «يعزّر فى الثالثة؛ [٤] در سرقت سوم، كودك تعزير مىشود»،
آمده
[١] شهيد ثانى، مسالك الافهام، ج ٢، ص ٤٢٣.
[٢] الجزيرى، الفقه على مذاهب الاربعه، ج ٥،ص ٣١٧.
[٣] همان، ص ٣٩٧.
[٤] وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ٥٢٢.