قواعد فقه - محقق داماد، سيد مصطفى - الصفحة ١٧٦
مىخواهد جلوى اجتماع براى ارتكاب گناهان بزرگ را بگيرد.
خلاصه آنكه اين آيه، مشاركت در گناه را منع مىكند و نسبت به معاونت
دلالتى ندارد.
٢. روايات
يك) از پيامبر (ص) منقول است كه:
من اعان على قتل مسلم و لو بشطر كلمة، جاء يوم القيامه مكتوبا بين
عينيه: آيس من رحمة اللّه؛
[١] كسى كه همكارى و كمك كند براى قتل مسلمانى و لو دخالتش در حد يك كلمه
باشد، روز قيامت در حالى محشور مىشود كه بين دو چشمش نوشته شده است: «نااميد از رحمت خدا».
نقد:
روايت فوق، معاونت در قتل را تقبيح كرده است؛ نه مطلق معاونت در گناه
را. چه بسا به دليل اهميت قتل عمد، شارع معاونت در آن را حرام بداند؛ امّا به هيچ
وجه دلالتى بر حرمت معاونت در ساير گناهان نخواهد داشت.
دو) روايات زيادى در خصوص كمك و يارى به ظالمين وارد شده است. از
جمله روايتى كه از كتاب ورّام بن ابى فراس به شرح زير نقل شده است:
من مشى الى ظالم ليعينه و هو يعلم انه ظالم فقد خرج عن الاسلام ...؛ [٢] هر كس قدمى براى كسى
كه مىداند ظالم است بر دارد، قطعا از اسلام خارج شده است. هنگامى كه روز قيامت فرا مىرسد منادى ندا مىدهد: ظالمين كجايند؟ كمك كنندگان به ظالمين
كجايند؟ آنهايى كه شبيه ظالمين هستند كجايند؟ حتى كسانى كه قلمى براى ظالمين
تراشيده و دواتى براى آنها مهيا كردهاند جزء آنها هستند. آنها در تابوتى از آهن گذاشته شده، سپس در جهنّم انداخته مىشوند.
در مبحث «معونة الظالمين» روايت ديگرى به شرح زير از پيامبر نقل شده
است:
من علق سوطا بين يدى سلطان جابر، جعلها اللّه حية طولها سبعون الف
ذراع فيسلطها اللّه عليه فى نار جهنم خالدا مخلدا؛ [٣]
[١] حرّ عاملى، وسائل الشيعة، ج ١٩، ابوابالقصاص فى النفس، حديث ٤.
[٢] مجلسى، بحار الأنوار، ج ٧٢، ص ٣٦٢.
[٣] همان.