قواعد فقه - محقق داماد، سيد مصطفى - الصفحة ١٥٧
داراى مسئوليت كيفرى بودهاند. اگر كسى در نظر پادشاه مجرم شناخته مىشد
فرزندان او هم مسئوليت پيدا مىكردند. متأسفانه در سراسر گيتى در قديم الايام و
دوران باستان از اصل شخصى بودن مجازات اثرى وجود نداشت. علاوه بر آن، مردگان و
حيوانات هم در برخى موارد، مسئول شناخته شده، به كيفر مىرسيدند.
٢- ١. در اديان الهى پيش از اسلام
با ظهور اديان الهى، بويژه دين مبين اسلام، برقرارى مسئوليت جمعى
مردود و منسوخ شد. عدهاى معتقدند كه در مسيحيت، جمعى بودن مجازات رواج داشته است
كه البته به نظر ما اين برداشت درستى نيست. در قرآن نيز آيات بسيارى، اين فكر را
رد مىكند؛ [١]
زيرا مسيحيت به هيچ وجه نمىگويد كه جرم پدر را به پاى پسر بنويسيد؛
بلكه تعبير اين دين اين است كه گناهكار شدن انسانها ناشى از گناه آدم ابو البشر
است؛ بدين معنا كه بشر كه گناه مىكند به خاطر اين است كه جدش در بهشت گناه كرده و
گنهكارى او به فرزندان او به ارث رسيده است. به هر حال، در اديان الهى مجازات جرم
پدر را پسر تحمل نمىكند و اصل شخصى بودن مجازات و پاداش حكمفرماست.
تا سال ١٧٢١ م. در ژاپن رسم دينى بر اين بود كه همهى اعضاى خانواده
جمعا مسئول اعمال يكديگر بودند. در بيشتر نواحى، هر خانواده را جزو يك گروه متشكل
از پنج خانواده قرار مىدادند كه همه مسئوليت يكديگر را بر عهده داشتند. [٢]
٢. اصل شخصى بودن مجازاتها در حقوق امروز
اين قاعده يكى از پايههاى اصولى و اساسى در حقوق جزاى مدرن است. بر
اساس اين قاعده فقط مجرم، شركا و معاونين او مسئوليت كيفرى دارند و عواقب سوء
رفتار آنان متوجه خودشان است و اعضاى خانواده و بستگانشان هيچ گونه مسئوليت كيفرى
ندارند و نمىتوان آنان را بازخواست نمود. در واقع، اين قاعده عكس العملى بود كه
نسبت به سنت سيّئه قديم و حكومت استبداد كبير فرانسه ابراز شد. در آن ايام، مجازات
[١] از جمله، آيات ٣٦ تا ٣٨سورهىنجم.
[٢] ابو زيد.العقوبةالجسدية بين الشريعة الاسلاميه و القانون الوضعى، ج ١، ص ١٠.