قواعد فقه - محقق داماد، سيد مصطفى - الصفحة ١٥٦
الهى، بويژه اسلام و پس از آن در انقلاب كبير فرانسه، اصل شخصى بودن
مجازاتها پا به عرصهى وجود گذاشت.
در ادامهى اين بحث، موقعيت و مفاد قاعده را در حقوق امروز و فقه
اسلامى بيان خواهيم كرد؛ سپس به ذكر منابع فقهى قاعده و موارد كاربرد آن در فقه
اسلامى خواهيم پرداخت و سرانجام، استثناهاى احتمالى اين اصل جوهرى مسئوليت كيفرى
را مورد مداقّه قرار خواهيم داد؛ ان شاء اللّه.
مبحث اوّل: كليات
١. اصل شخصى بودن مجازاتها در تاريخ
١- ١. در دوران باستان
مطالعات تاريخى نشان مىدهد كه در قديم الايام مسئوليت جمعى حكمفرما
بود. حدود دو هزار سال پيش از ميلاد مسيح، پادشاه بابل، مجمع القوانين حمورابى را
اعلام كرده، بر روى قطعه سنگى در مركز شهر بابل حك نمود و در معرض ديد مردم قرار
داد. بنا به گفتهى مورخين؛ اين مجموعه، از قوانين قديمىتر يعنى قوانين سومرى و
مجموعهى قوانين اشنونا (
Eshnunna
) كه شايد دو قرن قبل از حمورابى بوده، اقتباس شده است. در اين مجموعه، احكامى به چشم مىخورد كه به
موجب آن در برخى موارد، فرزندان مجرم به جاى وى مجازات مىشدند؛ براى نمونه، اگر
معمارى در ساختن خانه، استحكام لازم را رعايت نمىكرد و خانه فرو مىريخت و صاحب
خانه در اثر آن كشته مىشد، معمار به كيفر اعدام محكوم مىشد. چنانچه فرزند صاحب خانه كشته مىشد، فرزند معمار محكوم به مرگ مىشد. نمونهى ديگر در امور پزشكى بود؛ اگر جراح به
معالجه مريض موفق نمىشد و در اثر عمل او، فرزند شخص بزرگى به هلاكت مىرسيد،
فرزند جراح به كيفر قتل محكوم مىشد. بدين ترتيب، در قديم الايام فرزندان بىگناه
مجرم در معرض كيفر قرار مىگرفتند.
مورخين معتقدند كه با توجه به مشابهت قوانين ايران باستان با قوانين
حمورابى، در ايران باستان نيز مسئوليت از اعمال ديگران وجود داشته، اعضاى خانواده
مجرم نيز