قواعد فقه - محقق داماد، سيد مصطفى - الصفحة ١٠٩
٢. ترس ناشى از تهديد و تأثر روانى
مكره
عنصر اصلى و ركن اساسى اكراه، تأثر روانى اكراه شده و بيم و هراسى
است كه در نتيجهى تهديدات اكراهكننده در وى ايجاد مىشود. اهميّت اين امر به
حدّى است كه مىتوان آن را مبناى رفع مسئوليت و عدم مؤاخذه و كيفر مكره به شمار
آورد. از سويى، اين اعتقاد بايد در مكره ايجاد شود كه در صورت امتناع و مقاومت،
تهديدات مكره عليه وى عملى خواهد شد؛ اعم از اينكه اين اعتقاد متيقّن باشد يا
مبتنى بر غلبۀ ظنّ. از سوى ديگر، اعتقاد مزبور بايد چنان بيم و هراسى در وى
ايجاد كند و آن چنان موجب تشنج اعصاب و پريشانى و اضطراب روانى وى شود كه مشار
اليه از سر ناچارى و در عين اضطرار، الجاء، عدم رضا و طيب نفس به سوى ارتكاب فعل
حرام مورد درخواست اكراهكننده سوق داده شود. به طور خلاصه بايد ترس از فعليت
يافتن تهديد، علت اقدام مكره باشد؛ به طورى كه ميان آن دو رابطهاى سببيّت داير
باشد. [١] سرخسى در
اين زمينه مىنويسد:
«ثم فى الاكراه يعتبر معنى فى المكره و معنى فى المكره و معنى فيما
اكره عليه و معنا فيما اكره به.
فالمعتبر فى المكره تمكّنه من ايقاع ما هدّد به، فاذا لم يكن متمكّنا
من ذلك فاكراهه هذيان و فى المكره المعتبر انّه خائفا على نفسه من جهة المكره فى
ايقاع ما هدّده به عاجلا لأنّه يصير ملجأ محمولا طبعا إلّا بذلك.» [٢]
علاء الدين الكاسانى نيز در اين خصوص مىنويسد:
شرايط اكراه بر دو نوع است؛ نوعى كه به مكره بر مىگردد آن است كه به
نظرش چنين برسد كه اگر خواستهى مكره را بر آورده نكند، آنچه او گفته است عمل
خواهد كرد. اين حالت اطمينان براى وى حجت شرعيّه است؛ به خصوص وقتى كه يقين، امكان
ندارد.
سپس ادامه مىدهد:
اما اگر مكره بر اين باور باشد كه اكراهكننده تهديد خود را عملى
نخواهد ساخت، اكراه شرعا تحقّق نمىيابد؛ زيرا مكره هنوز به موضع ضرورت و ناچارى
نيفتاده است. از سوى ديگر چنانچه
[١] كاتوزيان، قواعد عمومى قراردادها، ج ١،ص ٥٤١.
[٢] سرخسى، المبسوط، ج ٢٤، ص ٣٩؛ سنهورى، مصادر الحق فى الفقه اسلامى، ج ١، ص ٢٠٠.