قواعد فقه - محقق داماد، سيد مصطفى - الصفحة ١٠٣
رعب و هراس حاصل از آن به اندازهاى است كه در شخص حالتى نظير حالت
اضطرار ايجاد مىكند. اصطلاح الجاء و ملجى هم كه فقها براى تعبير از اين گونه
اكراهى به كار بردهاند و براى تحقق آن، الجاء مكره را لازم دانستهاند خود موهم
همين معناست؛ چه، الجاء مفهومى نظير اضطرار و ناچارى در بر دارد. در ادبيات حقوق
جزاى عرفى، اين قسم اكراه در اغلب موارد ملحق به اجبار مىشود.
٢- اكراه ناقص يا اكراه غير ملجى
اكراه ناقص يا اكراه غير ملجى كه تنها سبب زوال رضا شده و محدوديتى
در اراده و آزادى انتخاب ايجاد نمىكند، هنگامى حاصل مىشود كه خوف تلف نفس يا قطع
عضو يا ايراد ضرب منتهى به مرگ يا حبس درازمدت وجود نداشته باشد؛ بلكه تنها خوف
ايراد ضرب خفيف يا حبس كوتاه مدّت عليه مكره مطرح است. بنابراين، در اكراه ناقص
موضوع تهديد، نه تلف نفس يا قطع عضو، بلكه ايراد ضرب خفيف يا حبس كوتاه مدت است؛
به گونهاى كه عادتا منجر به فوت نشود. اكراه ناقص هيچ گونه الجاء و اضطرارى در بر
ندارد و اصولا شخص در موقع اضطرار و ناچارى قرار نمىگيرد. به همين جهت، به اكراه
غير ملجى تعبير شده است.
تفاوت ميان اين دو قسم اكراه را از چند جهت مىتوان بر شمرد:
نخست از جهت شدّت و ضعف، خطر، صدمه و زيان حاصل از عملى شدن تهديد.
در اكراه ملجى چنانكه گفته شد، موضوع تهديد نفس مكره يا عضوى از
اعضاى اوست و در صورت عملى شدن تهديد، شخص تهديد شده جان يا يكى از اعضاى بدن خود
را از دست مىدهد؛ اما در اكراه غير ملجى با عملى شدن تهديدات اكراهكننده، مكره
تنها متحمل ضرباتى خفيف و غير كشنده و يا حبس كوتاه مدت مىشود.
دوم از جهت زوال يا بقاى رضا و اختيار. در هر دو قسم اكراه، رضاى
مكره زايل مىشود و راضى به ارتكاب عمل تحميل شده نيست. اصولا عدم رضايت مكره براى
تحقق اكراه از چنان اهميّتى برخوردار است كه آن را جزو عناصر تعريف اكراه قلمداد
كردهاند. اين معنا از عباراتى همچون «حمل الانسان على ما لا يرضاه» و نيز «بحيث
لو خلّى و نفسه لما باشره» كه در مقام تعريف اكراه بيان شدهاند بر مىآيد. اما از
حيث محدوديت