مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٢٤ - از اشعار حکیم صفا در مدح حضرت زهرا علیها السّلام
|
بگذشت مه آذر و پیش آمد آزار |
||||||||
|
ابر آمد و بیژادۀ تر ریخت به کهسار |
||||||||
|
باد آمد و بگشود درِ دکّۀ عطّار |
||||||||
|
آراسته شد باغ چو روی بت فرخار |
||||||||
|
نرگس که بود پادشه کوچه و بازار |
||||||||
|
زد خیمۀ سلطانی در برزن و در کو |
||||||||
|
دانی به چه میماند ارکان دمن را |
||||||||
|
از لالۀ نعمانی ترکان یمن را |
||||||||
|
ای ترک خطائی که بلائی دل من را |
||||||||
|
ای موی تو بشکسته بها مشگ ختن را |
||||||||
|
از لالۀ می تازه کن آثار کهن را |
||||||||
|
ای روی و برت تازهتر از لالۀ خودرو |
||||||||
|
آراست به تن باغ ز دیبا سلب نو |
||||||||
|
خورشید گل افکند به چار ارکان پرتو |
||||||||
|
از ماه سمن بر مه و خورشید رسد ضو |
||||||||
|
دهقان سمنزار من است اختر شبرو |
||||||||
|
گلبن به سر باغ نهاد افسر خسرو |
||||||||
|
نسرین بپراکند به گل مخزن منکو |
||||||||
|
ای ماه من ای چون تو نیاراسته مانی |
||||||||
|
تو اوّل و خورشید بلند، اختر ثانی |
||||||||
|
شد خاک سیه از گل سوری زر کانی |
||||||||
|
ای لعل تو شادابتر از سنگ یمانی |
||||||||
|
کو بادۀ چون سودۀ یاقوت رُمانی |
||||||||
|
در ده که زد از سرو سُهی فاخته کوکو |
||||||||