مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٢٣ - قصید١٧٢٨ کوثریّه آقا سیّد رضا هندی عرب در مدح رسولالله و أمیرالمؤمنین علیهما السّلام
جمیع اهل ایمان أمیر و سیّد و سالار نمود؟
٣٨. ای أبوالحسن، تو را با غیر تو مقایسه کردند؛ مگر میشود کوه را با ذرّه مقایسه کرد؟!
٣٩. چگونه تو را با کسانیکه با تو دشمنی کردند و در مقابل تو قرار گرفتند، مساوی و برابر شمردند؟! و آیا ایشان چنان منزلتی دارند که با دو لِنگۀ نعل قنبر غلام تو برابر شوند؟!
٤٠. چه کسی غیر از تو بود که هم برای جنگ و محاربه، و هم برای عبادت و محراب، و هم برای منبر و خطابه خوانده شود و برگزیده گردد؟!
٤١. چون تمام کارهای معروف و شایسته در میان مردم انتشار یابد، از تو سرچشمه گرفته است، و مصدر و مُوَلِّدِ آن تو بودی!
٤٢. و چون تمام کارهای نیکو و پسندیده را نام ببرند، همهاش برای توست! و برای غیر تو چیز قابل ذکری نیست!
٤٣. دین خدا را زنده کردی با شمشیر برّانی که مرگ سرخ را در آن به ودیعت نهفته بودی!
٤٤. شمشیر تو قطبِ مدارِ جنگ بود، که برای زدن و بریدن و جدا کردن پیوسته در دوران وگردش بود؛ و در روز حمله، غصّه و اندوه را میزدود.
٤٥. پس با صدای بلند إعلان به امر خود کن! چون یاری کنندۀ تو اینک هلاک کننده و برّنده و کوبنده و قطعکننده است؛ و مذمّت کنندۀ تو مقطوع الذَّنَب و دُم بریده است.
٤٦ و ٤٧. چنانچه تو مأمور به صبر و شکیبایی و فرو نشاندن خشم و غضب نبودی ـو ای کاش که مأمور نبودی به امر ولایت بر مردم و خلافتـ أخوتَیم (أبوبکر) نائل نمیشد، و سپس حَبْتَر (عمر) به ولایت از ناحیه أبوبکر نمیرسید.[١]
[١]ـ خ ل: پس مَآل و بازگشت امر به تحکیمِ حَکَمین منتهی نمیشد؛ و مالک اشتر از موقف خود *