مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣٤٠ - در مدح حضرت ولی عصر عجّل الله تعالی فرجه الشّریف
|
نماید از مرحمت، ز حال دل جستجو |
موافق آید مرا، به کام دل آرزو |
|||
|
رباید از کفّ دل، شورش عشق اختیار |
||||
|
نبیرۀ مصطفی، زادۀ ضرغام دین |
چه شیرآسا کند، قرار بر روی زین |
|||
|
داد شجاعت دهد، بشرق و غرب زمین |
پاک کند عالمی، ز لوث اعداء دین |
|||
|
چه بر کشد از نیام، شرارۀ ذوالفقار |
||||
|
کنون که شد فانیا، دلت ز غم غرق خون |
ز دیدۀ اشکبار، خونِ دل آمد برون |
|||
|
روز وصالت شده، چه بخت من سرنگون |
گرت بمقصد شود، فضل خدا رهنمون |
|||
|
در آستان حبیب، نمای جان را نثار |
||||
[روی جان دارد حجابی پر غبار]
|
روی جان دارد حجابی پر غبار |
آوخ از این احتجاب و استتار |
|
|
لطف حق کو نور بخش عالمست |
دیدهام دارد بره در انتظار |
|
|
دست جود آنکه بنمود از کرم |
جملۀ ذرّات عالم برقرار |
|
|
روزی از الطاف عام خویشتن |
گیرد از دست فقیر خوار و زار |
|
|
آنکه از جور و جفای دیر راه |
گشته رنجور و پریشان روزگار |
|
|
گر نباشد فیض احسانش مدام |
ذرّهای بر جا نماند پایدار |
|
|
هر که را از رحمتش بخشد نصیب
|
عیش جاوید آیدش بر استوار |
[در مدح حضرت ولی عصر عجّل الله تعالی فرجه الشّریف]
|
کیست شهنشاه مُلک و کشور دنیا |
||
|
حکم که باشد روان، در عالم عقبی |
||
|
ریزه خور خوانِ نعمت که نهاده |
||
|
بهر شرف سر بر آستانۀ مولا |
||