مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣٢٦ - اشعاری از آیة الله انصاری رضوان الله علیه
اشعار
اشعاری از آیة الله انصاری رضوان الله علیه
از مرحوم رضوان جایگاه حضرت آیة الله انصاری ـ روحی فداه ـ است:
|
ای شه ملک ملاحت، دلبر زیبای من |
||||
|
قومی از غم کردهای دلخون، بت رعنای من |
||||
|
از هلال ابرویت خم کردهای بالای من |
||||
|
روزگارم ساخت چشمت ترک بی پروای من |
||||
|
آخر از رحمت نگر بر زردی سیمای من |
||||
|
در شب هجران ندارم قصه جز با بوی تو |
||||
|
هر زمان با چشم غمناکم بیاد روی تو |
||||
|
ای خوش آن ساعت گذارم افتد اندر کوی تو |
||||
|
گه شوم مدهوش و گه مست ای صنم از بوی تو |
||||
|
یا سپارم جان ز شوقت یار بیهمتای من |
||||
|
هر دلی کز عشق رویت دلبرا دیوانه شد |
||||
|
در بر شمع جمالت جان او پروانه شد |
||||
|
عاری از دنیا و دین و خویش و از بیگانه شد |
||||
|
جغدآسا در فراقت ساکن ویرانه شد |
||||
|
حال زارش شد گواه محنت و غمهای من |
||||
|
آن سر انگشت کز زلفت حمایت میکند |
||||
|
از عبیر نافۀ چینی حکایت میکند |
||||
|
با نسیم صبحدم از گل سعایت میکند |
||||
|
وز پریشانی دلها بس شکایت میکند |
||||
|
کز امیران جهان خون شد دل زیبای من[١] |
||||
[١]ـ جنگ ٥، ص ٥٦.