مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٩٦ - مقالهای در شرح و ترجمه احوال حضرت آیة الله مرحوم انصاری همدانی به قلم علاّمه طهرانی
دانشمند عالیقدر، طبیب حاذق و حکیم متبحّر، مرحوم حاج میرزا حسین کوثر همدانی آموخت و در این زمینه نیز به مرتبۀ عالی رسید.
مرحوم حاج شیخ محمّد جواد پس از اتمام تحصیلات فوق به جهت تکمیل فقه و اصول و نیل به درجۀ اجتهاد، در حدود سی سالگی رهسپار دیار مقدّس قم گردید و در حوزۀ مقدّسۀ علمیّه مدّتها در محضر درس مرحوم استاد بیبدیل، مرجع وقت، حضرت آیة الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری ـأعلی الله مقامه الشّریف ـ حاضر میشد و بهرهها میبرد تا در این رشتۀ تخصّصی نیز به مقام عالی نائل آمده و به اجازات اجتهادِ متعدّدی از مراجع ذیقیمت وقت فائز و در مسائل فقهیّه صاحب فتوا گردید، به طوریکه بعضی از دوستان و آشنایان از ساکنین همدان و غیره از آن مرحوم تقلید نمودهاند.
در همین ایّام بود که نسیم نفحات قدسیّه الهی بر دلش وزید و بارقۀ جذبات عالم علوی بر قلبش رسید و به مصداق کلام مولی الموحّدین أمیرالمؤمنین علیهالسّلام: حَتّی دَقَّ جَلیلُه و لَطُف غَلیظُه وَ بَرقَ لَهُ لامِعٌ کَثِیرُ البَرق[١] یکباره شراشر وجودش دگرگون شد و جذبۀ عالم قدس تار و پود وجود او را بر باد داده، با نور الهی به دنبال گمشدۀ خود برای رسیدن به حرم امن و امان، اضطراب و تشویشی بس هائل در او پدید آمد! خواب و خوراک او را ربود، روزها در بیابانها و کوههای اطراف قم میرفت و تا شبانگاه به تماشای مظاهر جمال و حیات میپرداخت، و با تنهائی و خلوت اُنسی عجیب گرفت.
و چون سالیانی چند از رحلت عالم نحریر و عارف بیبدیل استاد کامل اخلاق و معارف الهی، انسان العین و عین الانسان مرحوم حاج میرزا جواد آقا ملکی تبریزی ـأعلی الله مقامه الشّریف ـ میگذشت، هرچه نزد شاگردان معروف او تردّد نموده و برای فتح و گشایش رفت و آمد کرد اثری نیافت، تا رفته رفته آتش عشق
[١]ـ نهج البلاغة، ج ٢، ص ٢٠٤.