مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣٩ - احوال سالکان طریقت
شبی که مرحوم آقای حاج شیخ جواد انصاری ـقدّس الله نفسهـ به منزل ایشان به میهمانی دعوت داشتند، و تمام حضّار هفت هشت نفر بیش نبودند و حقیر هم در آن مجلس مدعوّ بودم) نقل کردند: قبل از گستردن طعام که خواستند با آفتابه و لگن دست حضّار را بشویند، مرحوم آقای انصاری فرمودند: «شستن لازم نیست، زیرا همۀ حضّار وضو دارند الاّ...!»
حضرت آقا حاج شیخ عبّاس میفرمودند: من فقط وضو نداشتم و این کلمۀ «الاّ» در گفتار مرحوم انصاری، راجع به من بود و این در حقیقت خبر غیبی بود که مرحوم انصاری در آن شب داد. نظیر[آن] إلاّئی که مرحوم قاضی [خبر] داد. توضیح آنکه:
وقتی برای ما صبیّۀ آقای حاج شیخ احمد آخوندیِ یزدی (کتابفروش معروف نجف) را عقد کردند و زفاف نزدیک شد، ما منزلی تهیّه نموده و جهیزیّۀ عروس را آوردند و در آن چیدند و پردهها را آویزان نمودند، و از هر جهت منزل مرتّب و منظّم و آماده بود.
در آن روزی که فردا شب آن لیلۀ زفاف بود، مرحوم قاضی به منزل ما تشریف آوردند و دیدند همۀ امور منظّم و مرتّب است و پردهها آویخته است، فرمودند:
«از هر جهت وسائل و لوازم مهیّا و انتظاری برای زفاف نیست الاّ اینکه...!»
چون آن مرحوم خارج شدند ما نفهمیدیم معنی «الاّ اینکه» چه بود، تا آنکه همان شب یک مخدّرهای از محترمات و معظّمات بیت مرحوم آخوندی فوت میکند و بدین جهت زفاف چند ماه به تأخیر میافتد؛ آنگاه برای ما روشن شد که معنی آن کلمه چه بوده است!
[احوال سالکان طریقت]
و أیضاً فرمودند: