مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٤٦٣
![]()
تصویر مرحوم آیة الله حاج سیّد عبدالکریم کشمیری از تلامذه مرحوم قاضی ـرضوان الله علیه ـ که پس از ایشان با مرحوم حدّاد ارتباطی وثیق داشته و از نجف مرتّب به زیارت ایشان در کربلا مشرّف میشدند، و اکثر دیدارهای این دو در اواخر در حرم مطهّر حضرت سیّدالشّهداء علیه السّلام بوده است.
مرحوم حدّاد در اواخر به واسطه فشار و اختناق دولت بعث عراق نسبت به ملاقاتهای ایشان به مرحوم کشمیری میفرمایند دیگر به دیدن ایشان نیایند، ولی مرحوم کشمیری در بعضی از اوقات که طاقتش تمام میشد به لطائفالحِیَلی وسیله زیارت حضرت آقا را فراهم مینمود و به طور مختصر ایشان را ملاقات میکرد.
فردا صبح که در معیّت مرحوم والد به سمت حرم مطهّر مشرّف میشدیم مرحوم آقا، اخوی و حقیر را مخاطب قرار داده و فرمودند: شما از مطالب دیشب آقای حدّاد چه دستگیرتان شد؟ ما عرض کردیم: مسأله خاصّی متوجّه نشدیم بلکه یک سری مطالب کلّی فرمودند.
ایشان فرمودند: یادتان میآید که آن شب در جدّه ایشان [حاج آقا معین] گفتند: من دو نفر را در مواقف و مشاهد مشرّفه زیاد میبینم، من گفتم: یکی از آن دو، مَلک و دیگری شیطان بوده است، ولی ایشان نپذیرفتند؟ عرض کردیم: بله، این چنین بود.
سپس ایشان فرمودند: دیشب صحبت آقای حدّاد به همین قضیّه بر میگشت و تمام آنچه را که بین ما و ایشان در آن شب ردّ و بدل شد بازگو نمودند و در آخر به من ایراد گرفتند که: چرا عیب و اشکال حاج آقا معین را مستقیم و در حضور دیگران بازگو کردم و فرمودند: گرچه اشکال و ایراد شما صحیح است ولی این مطلب نباید بدین صورت رو در روی ایشان و با صراحت مطرح میگردید، زیرا حفظ عزّت و آبروی مؤمن مهم است.
سپس فرمودند: اینست روش و سیرۀ اولیای الهی که انسان را این چنین با مبانی آشنا میگردانند.
و آنگاه برخاستند و خداحافظی کردند و خارج شدند. `
[کسی که عرفان ندارد نه دنیا دارد و نه آخرت]
و نیز فرمودند: روزی به جهت عیادت بعدازظهر خدمت ایشان رسیدم، زیرا مرحوم آقا سیّد جمال الدّین مدّتی بود که به بیماری پروستات مبتلا و بستری بودند، و از طرفی برای یکی از فرزندان ایشان حادثه مولمهای پیش آمده بود که موجب نگرانی ایشان و اهل منزل شده بود، و از طرفی فقر و مضیقه به شدّت اهل خانه را تحت تأثیر قرار داده بود.
هنگامی که خدمت ایشان رسیدم دیدم در بستر خوابیده و صحیفه سجّادیّه را میخوانند و `