مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٤١٩ - که عرفان ندارد نه دنیا دارد و نه آخرت (ت)
[١]
که عرفان ندارد نه دنیا دارد و نه آخرت (ت)][٢]
[١]` وقتی دید ایشان توجّهی نمیکند قدری عقب رفت و باز شروع به رقصیدن کرد و در حالیکه متوجّه آن مرحوم بود این مصرع را خطاب به ایشان قرائت کرد:
«گر خود نمیپسندی تغییر ده قضا را»
در این وقت مرحوم کبودر آهنگی سر خود را بلند کردند و فرمودند: تغییر دادم!
یکمرتبه این زن فریادی کشید و جام شراب را بر زمین کوفت و به دنبال پارچهای میگشت که خود را بپوشاند؛ یکمرتبه چشمش به پتوئی افتاد که کنار اطاق روی زمین پهن شده بود به سمت آن پتو رفت و آن را برداشت و به دور خود پیچید و با شتاب از اطاق خارج و از درب منزل بیرون رفت و دیگر آن زن را کسی مشاهده نکرد.
مرحوم کبودر آهنگی از جای خود برخاستند و از منزل خارج شدند و آن اراذل نیز از کرده خود پشیمان و نادم گشتند و به دست آن مرحوم همگی توبه نمودند و از زمرۀ شاگردان سلوکی ایشان در آمدند.
پس از این جریان روزی شخصی به آن مرحوم گفت: آن زن پس از خروج از منزل چه شد و به کجا رفت؟ ایشان فرمودند: به رجال الغیب و اوتاد ملحق شد و دیگر کسی او را نخواهد دید.
|
همــدمی بـا اولیــاء برداشــتند |
انبیاء را همچو خــود پنداشـتند |
|
|
کار نیکان را قیاس از خود مگیـر |
گرچه باشد در نوشتن شیر شـیر* |
[٢]` همینطور گریه میکنند؛ من رفتم و کنار ایشان نشستم و از این وقایعی که برای ایشان پیش آمده بود میخواستم ابراز تأسّف و تألّم کنم که دیدم ایشان صحیفه را بستند و رو کردند به من، فرمودند:
«آقا سیّد محمّد حسین! کسی که عرفان ندارد، نه دنیا دارد و نه آخرت! مرا که میبینی با این گرفتاریها خوشم و هیچ احساس ناراحتی و شِکوه ابداً و ابداً ندارم.»