مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٤٠٩ - مطالب منقوله از آقازاده ایشان آقای حاج سیّد علی گلپایگانی در مجلسی دیگر
خرج میدهد و به واسطۀ عدم تحمّل و عدم وصول، از سَرِ کین برمیخیزد و مبادی و مبانی مسلّم را انکار میکند.
شیخ احمد احسائی مدّتی در تربیت استاد عرفان: سیّد محمّد حسینی نیریزی شیرازی بود، و به دستور ایشان سفرهائی به ایران کرد و نقاط مختلفی را برای ارشاد و سیاحت انتخاب و در آنجا مدّتی توطّن کرد.[١]
[مطالب منقوله از آقازاده ایشان آقای حاج سیّد علی گلپایگانی در مجلسی دیگر]
در عصر روز پنجشنبه، ١٦ شهر جمادی الاولی، یکهزار و چهارصد و پنج هجریّه قمریّه که جناب مستطاب حجّة الاسلام آقای حاج سیّد علی گلپایگانی ـدامت برکاتهـ فرزند برومند حضرت آیة الله مرحوم آقا سیّد جمال الدّین گلپایگانی ـرضوان الله علیهـ در بنده منزل در مشهد مقدّس تشریف آوردند. در ضمن مطالبی که دربارۀ والد معظّمشان به میان آمد، فرمودند:
١ـ بعد از رحلت ایشان، هنوز یک أربعین نگذشته بود که من شبی در کاظمین ایشان را در خواب دیدم (و میدانستم که رحلت کردهاند) محکم انگشت ایشان را گرفتم تا به سؤالات من پاسخ دهند.
ایشان ابتدآءً به من گفتند: میدانم میخواهی سؤالاتی بکنی که من قادر بر جواب آنها نیستم. عرض کردم: نه، از آن سؤالات نمیکنم؛ ولی میخواهم بپرسم بعد از رحلت، حال شما چطور است؟!
فرمودند: بسیار خوب است.
عرض کردم: محلّ شما کجاست؟!
[١]ـ همان مصدر، ص ٨١.