مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٧٤
کبوتر حرمند (ت)][١]
[١][افرادی که همچون کبوتر حرمند]
روزی در منزل احمدیّه طهران، زمانی که به قصد زیارت رفقاء به ایران آمده بودند، از مراتب توحید و کیفیّت تجلّی ذات در مرایا و تعیّنات صحبت میکردند. در اینوقت یکی از حضّار که با ایشان در پارهای از مسایل اختلاف نظر داشت، با حالی متعجّبانه و مستنکرانه عدم موافقت خود را با این مطالب ابراز و اظهار نمود. ایشان یکمرتبه متوجّه حالت انکار آن فرد شدند و با حالتی گلایهآمیز فرمودند:
«چرا این افرادی که ما را میشناسند و از راه و روش ما اطّلاع دارند و سخن ما را بارها و بارها شنیده و تعقّل نمودهاند، ما را رها نمیکنند؟! اینها مگر نمیدانند که ما از مرتبه توحید به هیچوجه تنازل نمیکنیم و به تخیّلات و توهّمات آنها گوش نمیسپاریم و از حقائق و دقائق توحیدیّه دست بر نمیداریم؟! آخر مگر ما اینها را به اینجا دعوت کردهایم؟! چرا جای دیگر نمیروند تا هم ما از آنها راحت باشیم و هم آنها دیگر از سخنان توحیدی ما آزار نبینند؟! ما که نمیتوانیم به خاطر آنها و خرسندی آنها از مرتبه ذات تنازل کنیم! پس چرا ما را رها نمیکنند و به جای دیگر نمیروند؟»
در این حال یکی از حاضران مجلس که نزدیک ایشان نشسته بود و مردی بسیار فهیم و مهذّب `
` و درستکار بود به ایشان عرض میکند: مرحوم آیة الله حاج شیخ محمّد جواد انصاری ـرحمةالله علیهـ از این افراد به کبوتر حرم تعبیر میفرمودند که نه میتوان آنها را گرفت و بیرون کرد و نه اینکه آنها اهل رعایت و تشخیص هستند، هرجا میخواهند میروند و مینشینند و کسی نیز نمیتواند متعرّض آنان گردد؛ در این وقت مرحوم حدّاد سه بار فرمودند:
«رحمة الله علیه، رحمة الله علیه، رحمة الله علیه.»