مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣٥٢ - دوّم مناجات گناه کاران
|
با کام دل و مراد خود مقرون کن |
این سائل محروم که بر درگه تو است |
یا رب! امیدم چنانست که با من به مقتضای روی سیاه و زیادی گناه رفتار نفرمائی؛ تا کنون هرچه از تو دیدم غیر از فضل و کرم نبوده و راهی با تقصیرکاران و روسیاهان جز طریق عفو و اغماض نپیموده؛ در این روزگار مهلت و وسعت که این قسم با بندگان سلوک نمائی در روز بیچارگی و گرفتاری که به احسان و جودت محتاج تواند البته نیکوتر عمل فرمائی و به طریق اولی از احسانت دریغ ننمائی؛ الهی چون تو قبلۀ مشتاقان و کعبۀ مقصود عاشقانی بر آنجا که آتش حرمان افروخته و دلهای عزیزان سوخته بیدریغ نظر داری هیچگمان نمیبرم که با آن فضل بیمنتها چنین نائرۀ جانگدازی را به حال خود واگذاری، و روزی به آب حیات رحمت، تشنگان سرچشمۀ وصال را سیراب نفرمائی.
|
شامل شده نیکیت به نیکان و بدان |
ای اصل نکوئی ایخدا نیک جهان |
|
|
با دوست ندانم چه کنی در پنهان |
چون خیر تو نیست نارسا بر دشمن |
دوّم: مناجات گناه کاران
|
منزلگه آن یار اگر خانۀ من بود |
||||
|
فردوس برین گوشۀ کاشانۀ من بود |
||||
|
شاهان جهان را نشدی هیچ میسّر |
||||
|
آن گنج مرادی که به ویرانۀ من بود |
||||
|
هر گوشه چشمی که نمود آن شه خوبان |
||||
|
تیری بدل خستۀ دیوانۀ من بود |
||||
|
گر سوخت مرا جلوۀ دلدار عجب نیست |
||||
|
کان شمع مراد دل پروانۀ من بود |
||||