مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٨٧ - علاّمه طباطبائی استاد فرید در علوم باطنی و غیبی
نقل شده است که: تفسیر المیزان از نقطه نظر ادبیّت جزو کتابهای معتبر ادبی در نزد جوانان و دانشگاهیان لبنان است.
و آقای میلانیزاده فرمودند:
با آنکه مرحوم امینی نسخۀ خود را در نجف اشرف در نزد مرحوم آقا شیخ محمّد علی اُردوبادی میبرده و میخوانده است، و آن مرحوم که در ادبیّت عرب ممتاز بوده است تصحیح مینموده است و عروة الوثقی مرحوم یزدی را که دو نفر عرب: آقا شیخ احمد کاشف الغطاء و آقا سیّد احمد خوانساری تصحیح کردهاند و کفایه مرحوم آخوند خراسانی را نیز تصحیح کردهاند، (بدینگونه که مرحوم سیّد محمّد کاظم یزدی که از کوفه به نجف میآمده است، در عَرَبانه نوشتهای از عُروة را برای شیخ احمد کاشفالغطاء و حاج سیّد احمد خوانساری میخوانده است و این دو نفر آن را تصحیح مینمودهاند؛ و اما مرحوم آخوند خراسانی کفایة الاصول را بدین ترتیب نوشته است که مرحوم شیخ محمّد صالح علاّمۀ سمنانی که دورۀ اوّل درس مرحوم آخوند میرفته است، مطالب را برای خود مینوشته است، سپس آن را مرحوم آخوند از وی میگرفته است و بالنّتیجه کفایة الأصول تنظیم و تحریر یافته است.) ولیکن تفسیر المیزان حتّی تصحیح مطبعهای آن هم توسّط خود علاّمه انجام میگرفت ـرحمة الله علیهـ و در آن وقتی که علاّمه مشغول نوشتن آن بود، و فقط گاهگاهی چایی کم رنگ میخورد و یا یک نصفه سیگار میکشید و سیگار ایشان «اشنو» بود و یک پاکت آن هفت قران (ریال) ارزش داشت، چه بسا ایشان پول سیگار را نداشت!
[علاّمه طباطبائی استاد فرید در علوم باطنی و غیبی]
روزی ما در معیّت پدرم و عموهایم یک درشکه از تبریز برای دهی که علاّمه در آن سکونت داشت (شاد آباد و یا غیر آن) گرفته و سوار شده و میرفتیم، (و قبلاً عموهایم با پدرم سخن از قبله به میان آورده بودند و هنوز قبلهنمای رزمآرا به میان نیامده بود) در بین راه که درشکه میرفت، عموهایم به پدرم گفتند: این شخص