مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٢٨ - نفرین و لعن مرحوم آقای حدّاد سیّدی را که قائل به امامت حضرت ولیعصر نبود
[نفرین و لعن مرحوم آقای حدّاد سیّدی را که قائل به امامت حضرت ولیعصر نبود]
من روزی از مرحوم حضرت آقای حاج سیّد هاشم حدّاد از احوال سیّدی پرسیدم، فرمودند: «نفس کافری دارد!» و در سفر دیگر فرمودند: «قائل به امامت حضرت ولیّ عصر عجّل الله تعالی فرجه الشّریف نیست.»
* * *
آقای حاج ... نقل کرد که: یکی از شبهای جمعه که از کاظمین به کربلا برای زیارت آمده بودم و در منزل حضرت آقای حدّاد بیتوته کردم، در وقت سحر آقای حدّاد مرا از خواب بیدار کردند و فرمودند: «برخیز به حرم مشرّف شویم!» و این بیدار کردن و تشرّف ایشان با من در وقت سحر به حرم حضرت سیّدالشّهداء علیهالسّلام بیسابقه بود؛ من برخاستم و وضو ساختم و در معیّت ایشان به حرم مطهّر مشرّف شدیم. پس از زیارت و نماز زیارت که در کناری نشسته بودند، سیّدی را به من نشان دادند و گفتند: این سیّد را میشناسی؟ عرضکردم: نه، نمیشناسم! سر خود را پائین انداختند و سه مرتبه گفتند: «لَعَنَهُالله، لعنه الله، لعنه الله!»
جناب محترم آقای حاج ... گفتند: شبی در خواب دیدم که از صحن مطهّر حضرت سیّدالشّهداء علیهالسّلام از درِ قبله که در برابر آن محوّطهای است خارج شدم؛ ناگهان دیدم همین آقای سیّد از مقابل من به جلو میآید و چند نفر شرطه محافظ او بودند. من رو کردم به جمعیّتی که در آنجا بودند و گفتم: برای این آقا صلواتی بفرستید! هیچکس از مردم اعتنائی نکرد و مطلب را امر عادی تلقّی کردند. من چون نگاهم به صورت سیّد افتاد، دیدم أحْوَل است.[١]
[١]ـ جنگ ١٧، ص ٦٧.