مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٢٤ - راجع به آنکه هر فعلی و هر صفتی منوط به اذن و مشیّت خداست
أولیاء ثم جعل السَّلطنةُ التی تکون للکافرین بسبب اتّخاذ المؤمنین ایّاهم اولیاء، سلطانًا مُبینًا إلهیًّا مجعولاً من قِبَله سبحانه و تعالی.
راجع به آنکه هر فعلی و هر صفتی منوط به اذن و مشیّت خداست
[١] نیمۀ دوّم آیۀ ٢٨ ازسورۀ (١٨) کهف:
(وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَكَانَ أَمْرُهُ فُرُطًا).
[٢] و همچنین آیۀ ٩ از سورۀ (٦) انعام:
(وَلَوْ جَعَلْنَاهُ مَلَكًا لَجَعَلْنَاهُ رَجُلًا وَلَلَبَسْنَا عَلَيْهِمْ مَا يَلْبِسُونَ)؛ «ما اگر پیامبر را از فرشتگان قرار میدادیم هرآینه او را مَردی قرار میدادیم؛ و هرآینه بر آن مردم مطلب را مشتبه مینمودیم عین آنچه را که خودشان بر خود مشتبه ساختهاند.»
[٣] آیۀ ٢٤ از سوره (٥٥) الرّحمن: (وَلَهُ الْجَوَارِ الْمُنْشَآتُ فِي الْبَحْرِ كَالْأَعْلَامِ)؛ در تفسیر المیزان، جلد ١٩، صفحه ١٠٠، فرموده است:
«و عدّ الجواری مملوکة له تعالی مع کونه من صنع الإنسان؛ لأنّ الأسباب العاملة فی إنشاءها من خشب و حدید و سائر أجزآئها الّتی تترکّب منها و الإنسان الّذی یرکّبها و شعوره و فکره و إرادته کلّ ذلک مخلوق له و مملوک، فما نتیجة عملها فی ملکه.»
[٤] در سورۀ (١١) هود، در آیۀ ٢٨، حضرت نوح به قوم خود چنین میگوید:
(قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِنْ كُنْتُ عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَآتَانِي رَحْمَةً مِنْ عِنْدِهِ فَعُمِّيَتْ عَلَيْكُمْ أَنُلْزِمُكُمُوهَا وَأَنْتُمْ لَهَا كَارِهُونَ).
[٥] و نیز در سورۀ (١١): هود، آیۀ ٣٤، حضرت نوح به قوم خود چنین میگوید: