مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٩٠ - احوال مرحوم آیة الله قاضی در حال رحلت
پس از رحلت مرحوم قاضی ـ که در ٦ ربیع الاول ١٣٦٦ هجریّه قمریّه، در نجف اشرف بوده است ـ به حجّة الاسلام و المسلمین آقا حاج میرزا علیاکبر مرندی در مرند.
و در این نامه شرح احوال آن بزرگمرد عرفان و توحید، در آخرین روز و شب رحلت بازگو گردیده است. این نامه را جناب آقای حسینی که حامل آن بوده است با یک صفحه نامه به حضور حجّة الاسلام مرندی که از شاگردان مرحوم قاضی بوده است ارسال داشته و ما در اینجا عین عبارات آن نامه را میآوریم:[١]
بسم الله الرّحمن الرّحیم
النّجف الأشرف
٢٠/١٠/٦٦
پس از أداء مراسیم[٢] یگانگی و صمیمیّت... محترماً معروض میدارد
..... والد مرحوم سال گذشته یعنی ١٣٦٥ ه در حدود ماه رجب گاهی که در کوفه تشریف داشتند بنده را طلبیده امر فرمودند که حرکت کنم بایران نظر باینکه استخاره دستور داده و ناخوشی بنده هم مخوف بود... در آن فرصة بنده موقع را از دست نداده و از ایشان سؤال کردم بعبارتی که الحال در نظرم نیست که آیا ممکن است چیزی از سرنوشت خود در آتیه بما خبر بدهند...
لابدّ سرکار هم مقصود بنده را از این کلمه دانستید که چیست...
[١]ـ در اینجا حقیر سیّد محمّد حسین حسینی طهرانی ـعفی عنهـ که عین نامه را نقل نمودهام، سعی شده است املاء و جملهبندیها و عبارات و حتّی عین کلمات و حروف آورده شود تا بدینوسیله امانت در حکایت به نحو أتمّ مراعات شده باشد؛ فقط در اوّلِ ثلث اخیرِ نامه که به طور سهوالقلم شگرف آمده بود به «شگفت» تصحیح شد.
[٢]ـ المرسوم: مفع، المکتوب و یختصّ بما یکتبه الولاة، ج مراسیم و مَراسِم.