مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٥٨ - تفسیر اشعاری در باب عشق از ابن فارض مصری
|
عشق تو در وجودم و مهر تو در دلم |
||||
|
با شیر اندرون شد و با جان به در شود[١] |
||||
[تفسیر اشعاری در باب عشق از ابن فارض مصری]
و همین محبّت و عشق را ابن فارض بدین عبارت بازگو میکند:
|
وعِندیَ مِنها نَشوَةٌ قَبلَ نَشأتی |
مَعی أبَدًا تَبقَی و إنْ بَلِیَ الْعَظمُ[٢] |
یعنی «عشق و مستی من از شراب او پیش از خلقت و ایجاد من است و همین طور إلی الأبد باقی خواهد ماند گرچه استخوانم بپوسد.»
حافظ ابتدای عشق را بدوِ خلقت مادّی و طبیعی گرفته و انتهایش را مرگ طبیعی میداند، امّا ابن فارض ابتدایش را قبل از خلقت (به هزار و هزاران سال یا بینهایت پیش) و ختمش را أبداً تصوّر نمیکند، بلکه میگوید: این محبّت اصولاً خاتمه ندارد و إلی الأبد (به هزار و هزاران سال یا بینهایت پس) باقی خواهد ماند.
و حقّاً ابن فارض در این بیت معنی تجرّد از زمان و مکان را برای نفس آدمی، و أبدیّت و أزلیّت را برای وی در سیر مدارج نزول و صعود، در این نکته گنجانیده است که شعر حافظ بدین ذروه نرسیده است.
ابن فارض در بیتِ پس از این بیت میگوید:
|
عَلَیکَ بِها صِرفًا، و إنْ شِئتَ مَزجَها |
فعَدلُکَ عَن ظَلمِ الحبیبِ هُوَ الظُّلمُ |
ظَلْم (با فتحۀ ظاء) به معنی آب دهان است، و معنی این بیت این طور میشود:
«بر تو باد به ذات و نفس محبوبه و عدم تجاوز و تنازل از آن به چیز دیگری! و اگر أحیاناً خواستی از ذات و نفس او تنازل کنی و آن ذاتِ صرف و نفس مجرّد و نور او را به چیز دیگری مخلوط و ممزوج نمائی، متوجّه باش که در
[١]ـ دیوان حافظ، با تصحیح دکتر رشید عیوضی و دکتر اکبر بهروز، ص ٢٣٥.
[٢]ـ دیوان ابن فارض، طبع دار صادر بیروت سنه١٣٨٢، میمیّه، ص ١٤٣، سطر ٣٥.