مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٩٧ - مقالهای در شرح و ترجمه احوال حضرت آیة الله مرحوم انصاری همدانی به قلم علاّمه طهرانی
در نهاد او رو به فزونی گذارد و هموم و غموم فراق جان او را مشتعل ساخت، نالۀ جانسوز او هر بینندهای را متأثّر میکرد و گریۀ جانگداز او هر نظرکنندهای را میگداخت که ناگهان پردۀ غیب بالا رفت و حجابهای ظلمانی و نورانی بر کنار شد، نسیم جانبخش رحمت از حرم الهی بوزید و آب حیات جاودانی به بقای حقّ بر دل سوختۀ او بعد از فنای او از مراحل نفس سرازیر شد و از جزئیّت به کلیّت پیوست.
در این هنگام به موطن اصلی خود همدان مراجعت نموده برای دستگیری عاشقان و دلباختگان حرم انس الهی سکنی گزید با نهایت آرامش و سکون برای رسانیدن حقّ و تبلیغ شریعت غرّاء و ابلاغ احکام و مسائل شرعیّه و معارف الهیّه و تربیت نفوس ناقصه اهتمامی عجیب نمود.
در هر مسجدی که خالی و مخروبه بود اقامۀ جماعت مینمود، بسیاری از اوقات در مسجد پیغمبر، و اخیراً در زاویهای از مسجد جامع شهر اقامۀ جماعت داشت. مأمومین او غالباً مردمان پاکدل و پاکیزه ضمیر و عاری از هوی و هوس بودند، در جلسات شبانه و روزانۀ سیّار در منزل شیفتگانِ حقائق تردّد مینمود، و شاگردانی بس ارجمند و عالیقدر تربیت نمود که هر یک از آنان در همدان موجب عبرت همگان و حجّت الهی بر مردمان در اخلاق و کردار بودند. در روزهای جمعه با معیّت شاگردان به صحرا میرفت و با یک دنیا از خلوص و صفا و حقیقت به تماشای آیات الهی در مظاهر امکان و افق وسیع حیات میپرداخت.
مرحوم انصاری ـرضوان الله علیهـ برای برآوردن نیازمندیهای مسلمانان اهتمامی وافر داشت و در امر به معروف و نهی از منکر ساعی بود و در کمک و مساعدت به فقرا و مسکینان و ارباب حوائج بیاختیار بود، و در بذل و انفاق بینظیر بود، به بسیاری از خانوادههای مستمند که در گوشه و کنار شهر بودند و ابداً کسی از حال آنان اطّلاع نداشت مساعدتها مینمود و با دست خود برای آنان غذا و