مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٦٥ - عنایت مرحوم حدّاد به زائرین أباعبدالله الحسین علیه السّلام
* * *
حضرت آقای حدّاد ـروحی فداهـ فرمودند که: مرحوم قاضی (ره) فرمودهاند که: «قرائت (کهیعص)،[١] (حم * عسق)،[٢] (وَعَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَيِّ الْقَيُّومِ وَقَدْ خَابَ مَنْ حَمَلَ ظُلْمًا)[٣] برای دفع دشمن مفید است[٤].»[٥]
[١]ـ سوره مریم (١٩) آیه ١.
[٢]ـ سوره الشّوری (٤٢) آیه ١ و ٢.
[٣]ـ سوره طه (٢٠) آیه ١١١.
[٤]ـ جنگ ٤، ص ٢١ و ٢٣.
[٥]ـ حکایات و قصص معلِّقِ محترم دربارۀ حضرت حاج سیّد هاشم حداد، قدّس الله نفسَه الزّکیّه:
[عنایت مرحوم حدّاد به زائرین أباعبدالله الحسین علیهالسّلام]
مرحوم والد ـ رحمة الله علیه ـ میفرمودند:
در شبهای عرفه منزل مرحوم حدّاد ـ رضوان الله علیه ـ مملُوّ از جمعیّت بود. رفقا و ارادتمندان ایشان از عراق و ایران که به زیارت عتبات مشرّف میشدند شب عرفه را به قصد زیارت سیّدالشّهداء علیهالسّلام در کربلا و منزل مرحوم حدّاد بیتوته میکردند.
در یکی از سفرهای زیارتی ما به کربلای معلّی که مصادف با ایام ذوالحجّة الحرام بود، شب عرفه را خدمت حضرت حدّاد به اتّفاق سایر رفقا و دوستان عراقی و ایرانی بسر میبردیم که از جملۀ رفقای ایشان در آن زمان مرحوم حاج اسماعیل دولابی بود.
اطاق مملوّ از جمعیّت بود و همه گرم و پرشور در حالات خود مستغرق بودند و هیمنۀ ولائی و جاذبۀ روحی حضرت حدّاد بر همه افراد کاملاً مشهود بود. پس از گذشت پاسی از شب مرحوم حاج اسماعیل دولابی به حضرت حدّاد متوجّه میشود و عرض میکند: آقا افراد بسیاری از اطراف و اکناف برای ادراک شب عرفه به حرم سیّدالشّهداء علیهالسّلام آمدهاند، اگر لطفی کنید و عنایتی به اینها بکنید واقعاً سزاوار است.
مرحوم حدّاد سر خود را پائین انداختند و حرفی نزدند؛ ولی پس از گذشت چند دقیقه به من (مرحوم والد رضوان الله علیه) اشاره کردند که میخواهیم جائی برویم. من هم به نحوی که افراد متوجّه نشوند برخاستم و از اطاق بیرون آمدم و به همراه مرحوم حدّاد به سمت حرم `