مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣٤٦ - شعری راجع به حضرت علی اکبر علیه السّلام
|
چون بنماید طلوع عدل خدائی |
کشور عالم ز معدلت بکند پر |
|
|
وانگذارد دل سیاه و ریائی |
صفحۀ گیتی ز کفر و شرک کند پاک |
|
|
دین مبین را کند نثار و فدائی |
دست به شمشیر و جان فزون ز شماره |
|
|
شاه ولایت به روز چهره گشائی |
صورت عالم به نور جلوهگر آید |
|
|
نیست از او منزلی پدید و سرائی |
فانی بیچاره چون بدوست برد راه |
[شعری راجع به حضرت سیّدالشّهداء علیهالسّلام]
|
بوسه گاه حضرت ختم رسل |
آن لب لعلی که بودی رشگ گل |
|
|
در میان طشت با نوک عصا |
جور مخموری نمودش آشنا |
|
|
گلشن و گلزار عالم زار شد |
چون قرین غنچه گل خار شد |
|
|
بر سریر سینۀ خیر الأنام |
آن سرور انور که میبودی مدام |
|
|
آنکه بود از جاه بر عرشش مکان |
از چه رو جا کرد بر رأس سنان
|
|
|
تلخ کردی فانیا لذّت بما |
تا سرودی این غم انگیز نوا |
[شعری راجع به حضرت علی اکبر علیه السّلام]
|
شاه خوبان شبه خیر المرسلین |
شاهزاده نوجوان نازنین |
|
|
ماه بودی منظر زیبای او |
سرو بودی قامت رعنای او |
|
|
کس ندیده مثلش اندر روزگار |
وه چه خوش گفت آن امیر تاجدار |
|
|
رو به میدان رفت با صد احتشام |
او به عزم یاری باب گرام |
|
|
سوی او میکرد از حسرت نگاه |
بود بابایش ز پی دیده به راه |
|
|
شاهدی بر این گروه از ماجرا |
پس نظر کرد او به بالا کی خدا |
|
|
بود چون پیغمبر اندر خُلق و خو |
سوی ایشان نوجوانی رفت کو |
|
|
از نگاه روی او میشد وصول |
آرزوی ما به دیدار رسول |