مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٦٦ - کلام آقای حدّاد نفْسِ واقع و منشأ ایجادِ واقع است
[عنایت مرحوم حدّاد به زائرین أباعبدالله الحسین علیهالسّلام (ت)][١]
[شکسته شدن حصر منزل آقای حکیم به واسطه عنایت آقای حدّاد رحمة الله علیه (ت)][٢]
[حضور در محضر آقای انصاری، مقدّمه برای وصولِ به محضر آقای حدّاد بوده است (ت)][٣]
[١]` مطهّر حرکت کردیم. در بین راه و صحن و حرم جمعیّت و ازدحام به حدّی بود که ما اصلاً نتوانستیم در حرم زیارت بخوانیم و فقط یک شَوط به دور ضریح مطهّر طواف کردیم و به خانه مراجعت نمودیم، و در عین حال مجموع زمان رفت و برگشت یک ساعت طول کشید و به جمع رفقا وارد شدیم و مانند سایرین به اعمال و ادعیۀ شب عرفه مشغول شدیم.
مرحوم حاج اسماعیل دولابی متوجّه حضرت حدّاد شد و عرض کرد: آقا کجا تشریف بردید، ما را چشم به راه گذاشتید؟ حضرت حدّاد فرمودند: مگر خودت نگفتی بر این افراد و زوّاری که برای زیارت شب عرفه به کربلا آمدهاند عنایتی بکنم؟ من هم رفتم و آنها را زیارت کردم.
[٢][شکسته شدن حصر منزل آقای حکیم به واسطه عنایت آقای حدّاد رحمة الله علیه]
مرحوم والد ـ قدّس سرّه ـ فرمودند:
در زمان عبدالسّلام عارف، بین مرحوم آقای حکیم ـرحمة الله علیه ـ و دستگاه حکومت نقاری پیدا شد، و کمکم این مسأله شدّت گرفت تا جائی که دولت دستور داد بیت ایشان را محصور نمایند و از رفت و آمد جلوگیری نمود و حتّی به این مرتبه نیز اکتفا ننمود حتّی آب و برق و تلفن را قطع کرد به نحوی که مردم نسبت به وضعیّت ایشان جدّاً نگران شده بودند و این إلتهاب پیوسته رو به فزونی نهاده بود.
در همین ایام یکی از رفقای ایشان به نام حاج عبدالجلیل محیی از کاظمین به کربلا آمد و در منزل آقای حدّاد وارد شد و با نگرانی به ایشان عرض کرد: آقا عنایتی بفرمائید، وضعیّت آقای حکیم بسیار نگران کننده و وخیم است و بیم آن میرود که آسیبی به ایشان به واسطه این حصر برسد. مرحوم آقای حدّاد وقتی این سخن را شنیدند در حالیکه سر خود را پائین انداخته بودند فرمودند: «إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ»*
در همان لحظه خبر رسید که دولت دستور داده است از بیت ایشان رفع حصر بنمایند و به این مسأله خاتمه داده شد.
*ـ سوره البقرة (٢) ذیل آیه ٢٠.
[٣][محضر آقای انصاری، مقدّمه برای وصولِ به محضر آقای حدّاد بوده است]
در زمان مرحوم والد ـ قدّس سرّه ـ دوستان و رفقای شهرستانی (خصوصاً از همدان) گاهگاهی به زیارت ایشان به طهران میآمدند و چند روزی در منزل مرحوم والد سکونت مینمودند، که از آن جمله مرحوم حاج غلامحسین سبزواری بود و ایشان از شاگردان أقدم مرحوم آیة الله `
` حاج شیخ محمّد جواد انصاری ـ رضوان الله علیه ـ به شمار میرفت و از بین تلامذۀ ایشان به صحّت طریق و اتقان در رأی و صائبیّت نظر و فکر معروف و مشهور بود، بهنحوی که بزرگان از اهل علم در زمان مرحوم انصاری کلام ایشان را کلام مرحوم انصاری به حساب میآوردند.
مرحوم والد ـ رضوان الله علیه ـ پس از مراجعه از یکی از مسافرتها به عتبات عالیات به بعضی از دوستان که برای زیارت به منزل آمده بودند فرمودند:
«در این سفر آقای سبزواری نیز با اهل بیت خود در منزل آقای حدّاد سکونت داشتند و مجالس بسیار گرم و توحیدی در بیت آقای حدّاد با رفقا برقرار بود. و سپس فرمودند: در این سفر من قضیّهای از حضرت آقای حدّاد مشاهده نمودم که بسیار برای من عجیب و غریب بود و هنگامی که آن را برای یکی از رفقا به نام حاج محمّد علی خلفزاده نقل کردم، گفت: بله، مسأله همینطور است که شما نقل کردهاید؛ ولی وقتی آن را برای آقای سبزواری نقل کردم (البته نه همۀ آن را، بلکه کمی از بسیار از بسیار از بسیار آن را) این مرد دچار اضطراب و انقلاب عجیبی شد و چنان مبهوت و مات گردید که تا مدّت مدیدی قادر بر تکلّم نبود و تا یک هفتۀ تمام، دائماً از من سؤال میکرد: پس ما این مدّتی که خدمت مرحوم انصاری بودیم چه شدیم؟
من نیز پیوسته ایشان را دلداری میدادم و میگفتم: حضور در خدمت آن بزرگ و استفاده از محضر فیضش، موجب تهیّأ و استعدادِ ادراک محضر این ولیّ الهی گردیده است، و شما نباید تصوّر کنید که مصاحبت با آن رجل الهی در آن مدّت بسیار هیچ بهره و نصیبی برای شما حاصل ننموده است.»
[کلام آقای حدّاد نفْسِ واقع و منشأ ایجادِ واقع است]
روزی مرحوم حاج غلامحسین سبزواری در مقام تعریف و تمجید از استاد بزرگوار خویش مرحوم انصاری میگفتند: من در زمان حیات خویش کسی را به مثل مرحوم انصاری ندیدم که کلامش درست مطابق با واقع باشد و هرچه میگوید عیناً همان مطلب بدون کم و زیاد در خارج انجام پذیرد؛ مرحوم والد فرمودند:
«بلی، آنچه در مورد مرحوم انصاری میفرمائید صحیح و درست است؛ امّا به نظر من مطلب در مورد آقای حدّاد به طور کلّی متفاوت است. اگر کلام مرحوم انصاری از نقطه نظر صدق و انطباق با واقع تامّ و تمام میباشد، کلام آقای حدّاد نفْسِ واقع و منشأ ایجاد واقع است، نه اینکه منطبق ` `