مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٤٩ - حالِ آقا حاج سیّد مرتضی با سخنان اهل توحید مثل شخّاطه (کبریت) بود
از سر میخواستند بردارند، دو دستی بر میداشتند و میبوسیدند و در کناری مینهادند و میفرمودند:
«حرمتِ عمامه واجب است، عمامه تاج رسولالله است، عمامه تاج فرشتگان است.»[١]
[نظافت و تمیزی در ظاهر ایشان]
به قدری عمامۀ مرحوم قاضی و پیراهن و قبایشان نظیف و تمیز بود که در این نیمقرنی که در نجف اشرف بودند أبداً خالی و یا لکی و یا چرکی در آن مشاهده نشد و در نظافت ضربالمثل بودند؛ ولی جوراب نمیپوشیدند و لباسشان در زمستان و تابستان به رنگ سپید بود و در گرمای تابستان تکمههای پیراهن و قبا را باز میگذاردند.
مرحومِ رضوان مقام آیةالله حاج شیخ عبّاس قوچانی ـقدّس سرّهـ میفرمود مرحوم قاضی فرمود: «امروز آقا سیّد محسن حکیم در بازار که میرفتم به من گفت: سزاوار است حضرت عالی تکمههای خود را در ملأ عامّ ببندید! اگر باز این کلام را تکرار کرد به او میگویم: چه دلیل شرعی دارید؟!»
[حالِ آقا حاج سیّد مرتضی با سخنان اهل توحید مثل شخّاطه (کبریت) بود]
مرحوم قاضی میفرمود: حاج سیّد مرتضی کشمیری به مقام توحید حقّ تعالی و عرفان محض ذات أحدیّت نرسیده بود، تمام کمالاتشان در أطوار عوالم و کرامات و مجاهدۀ با نفس و امثالها دور میزد و ما با ایشان، دست به عصا راه میرفتیم که از طرفی آزرده خاطر نشود و از طرفی مصاحبت و صحبت و آداب ایشان برای ما بسیار نافع بود.
[١]ـ الکافی، ج ٦، ص ٤٦١؛ بحارالأنوار، ج ٤٢، ص ٦٩؛ امام شناسی، ج ٩، ص ٢٩٠.