مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٨٩ - احوال مرحوم آیة الله قاضی در حال رحلت
هنوز چهل روز به پایان نرسیده بود که ناگاه دید یک نور بسیار قوی در مقام حضرت حجّة ارواحنا فداه ظاهر شد که آن نور، نور امام زمان بود، و آن نور اشاره کرد به سیّدی که تنها در مقام نشسته بود و گفت: از این سیّد تقلید کن!
سیّد علی نقی نگاه کرد و دید این سیّد آقای حاج میرزا علی آقای قاضی هستند و آن نور ناپدید شد؛ ولی میگوید: من با خود گفتم: این معرّفیِ این سیّد به من بود و این تنها کافی نیست، باید خود این سیّد هم نزد من بیاید و بگوید: حضرت امام زمان امر تقلید تو را به من ارجاع نمودند.
و لذا از مسجد سهله بیرون آمدم و به مسجد کوفه در آمدم و در آنجا معتکف شدم تا زمانیکه این امر تحقّق یابد و حضرت ولیعصر به آن سیّد بگویند: برو به نزد سیّد علی نقی و او را از این امر مطلّع گردان!
یکروز که در مسجد کوفه نشسته بودم مرحوم قاضی به نزد من آمد و فرمود:
«در احکام دین، هرچه میخواهی از من بپرس و بدان عمل کن، ولی این قضیّه را نزد احدی فاش مساز!»
سیّد علی نقی میگفت: از آن به بعد من از آن سیّد تقلید میکردم و هر مسألهای پیش میآمد از او میپرسیدم تا زمانی که مرحوم قاضی فوت کرد؛ از آن به بعد نسبت به هر مسألهای که پیش میآید و من حکمش را نمیدانم در خواب مرحوم قاضی به سراغ من میآید و حکم آن را به من میفرماید.[١]
احوال مرحوم آیة الله قاضی در حال رحلت
نامه جناب مستطاب آقای حاج سیّد محمّد حسن قاضی (آقازادۀ مرحوم عارف وحید عصر آیة الله حاج میرزا علیّ قاضی تبریزی، تَغَمَّدَه اللهُ بحبوحةَ جنّاته)
[١]ـ جنگ ٧، ص ٥٧٤ و ٥٧٥.