مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٤٠ - اساتید عرفانی مرحوم قاضی به نقل از خودشان
روزی محضر مرحوم قاضی بودیم، حضرت آقای آیةالله آقا سیّد جمال الدّین گلپایگانی (ره) به دیدن مرحوم قاضی تشریف آوردند و در ضمنِ سخن از ایشان تقاضای موعظه نمودند. مرحوم قاضی گفتند:
«شما بحمد الله و المنّة جامع کمالات میباشید. منِ حقیرِ فقیر به شما چه عرض کنم؟!»
آقا سیّد جمال الدّین إصرار کردند. مرحوم قاضی فرمودند:
«من که چیزی نمیدانم و چیزی در دست ندارم، امّا اینک قبل از اینکه سرکار تشریف بیاورید، در اینجا کتابی خوانده میشد و در آنجا شرحی از أحوال بعضی از سالکان طریقت نوشته بود که حالشان این طور بود که: چون شب میشد آنچه از گردۀ نان خوراک، و از آبِ کوزه باقیمانده بود، در راه خدا إنفاق میکردند و سپس میخوابیدند.»
مرحوم آقا سیّد جمال الدّین برخاستند و خداحافظی کرده و رفتند.
[اساتید عرفانی مرحوم قاضی به نقل از خودشان]
حضرت آیةالله حاج شیخ عبّاس (ره) أیضاً میفرمودند: داستان أساتید عرفانی مرحوم قاضی (قدّه) از قرار نقل خودشان بدینطریق بوده است که: استاد اوّل ایشان، پدرشان آقا سیّد حسین قاضی، و او شاگرد امامقلی نخجوانی، و او شاگرد آقا سیّد قریش قزوینی بوده است. از این قرار که:
امامقلی نخجوانی در نخجوان در زمان شباب خود، عاشق یک پسر أرمنی میشود و به طوری عشق او بر او غالب میگردد که خواب و خوراک را از او میگیرد، و روزی که در معبر و خیابان در اندیشۀ خود با او مشغول و سراسیمه و حیاری میرفته است کسی از پشت سر دست به شانۀ او میگذارد و میگوید:
«این راه عشق نیست و این عشق درست نیست! عشق، عشق خداست و باید