مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٦٩ - تمثّل ملک یا شیطان به صورت افراد
ین اولیاء خدا و افراد عادی (ت)][١]
[١][فرق بین اولیاء خدا و افراد عادی]
مرحوم والد میفرمودند: شخصی در عراق خود را به امام عصر عجّل الله فرجه الشّریف منتسب کرده بود، و برخی از اشخاص بیاطلاع دور او مجتمع شده بودند و برای او تبلیغ میکردند. حتّی این شبهه برای بعضی پیدا شده بود که نکند این فرد خود حضرت بقیّة الله باشند ولی از لحاظ تقیّه و مصلحت این مطلب را ابراز نمیکنند و به صورت مخفی در مسجد کوفه بسر میبرند.
از جملۀ این اشخاص مرحوم حاج آقا معین شیرازی ـرحمة الله علیهـ بودند که پس از مشاهدۀ این شخص یقین به امام عصر بودن او مینمایند. ناگفته نماند این فرد عمامۀ سبزی نیز به سر میبست. مرحوم حدّاد هرچه به حاج آقا معین میفرمایند انسان نمیتواند زود به این مطلب باور نماید و باید در این گونه امور دقّت و تحقیق بیشتری اعمال نماید، ولی ایشان بر سر اعتقاد و باور خود مُصرّ و مُبرِم بودند.
روزی مرحوم حدّاد به حاج آقا معین میفرمایند: خوب است که در معیّت شما به دیدن این امام زمان برویم و ببینیم که ایشان در چه وضعیّت و حالی میباشد. خلاصه به اتّفاق، به سمت کوفه حرکت کردند و در ضمن از مغازۀ شیرینی فروشی یک جعبه شیرینی به رسم هدیه برای ایشان خریداری نمودند. پس از اینکه در معیّت یکدیگر وارد مسجد کوفه شدند، آقای حدّاد به حاج آقا معین میفرمایند: کجاست حجرۀ ایشان؟ حاج آقا معین میگویند فلان حجره، و با دست اشاره به مکانی میکنند و خود نزدیک حجره میروند ولی به جهت رعایت ادب و احترام از دقّالباب خودداری میکنند و به کناری میایستند.
مرحوم حدّاد دقّالباب میکند ولی صدائی نمیآید، باز دوباره به در میزنند، ولی شخصی پاسخ نمیگوید؛ وقتی برای بار سوّم درب حجره را به صدا در میآورند و جوابی نمیشنوند احساس میکنند درب حجره باز است؛ با دست درب را باز میکنند، میبینند فردی روی سجاده نشسته و خود را به حال ذکر و توجّه در آورده است. مرحوم حدّاد تا نگاهشان به او میافتد میفرمایند: این است آن امام زمانی که شما مدّعی آن هستید؟! و میفرمایند: برگردیم که راه را بیراهه آمدیم، `
` این مرد فردی شارلاتان و حُقّهباز و شیّاد است! در حالیکه مرحوم حدّاد تا آن زمان اصلاً او را ندیده و نمیشناختند.
از این داستان مدّتی گذشت، کمکم در عراق شایع شد فردی که متّصل به امام عصر عجّل الله فرجه است، میتواند افرادی را که مشکل نازائی دارند دارای فرزند کند، و سر و صدائی اطراف این مسأله پیدا شده بود و مطالب مختلف از افراد نسبت به این شیّاد شنیده میشد. و وقتی حقیقت مطلب منکشف شد و نقاب شیّادی و فسق از چهرۀ شیطانصفت او برداشته شد که قصد داشت زن نازائی را خود مباشرت به نزدیکی و حمل او نماید، و در اینجا بود که همه فهمیدند این قضیّه حمل و بارداری افراد توسّط خود او انجام میشده است.
روزی مرحوم حدّاد به مرحوم حاج آقا معین فرمودند: این امام زمان را شما ببینید دارد دست به چه کارهائی میزند و چگونه به کثیفترین و زشتترین عمل خلاف مبادرت مینماید.
در اینجا مرحوم والد فرمودند: اینست فرق بین اولیاء خدا و افراد عادی که حقائق پشت پرده برای آنها مثل روز روشن و آشکار است.
[تمثّل ملک یا شیطان به صورت افراد]
در سفری که به اتّفاق اخوی، حضرت حجة الاسلام والمسلمین آقای حاج سیّد محمّد صادق در معیّت مرحوم والد به مکّه جهت حجّ تمتّع مشرّف شده بودیم، جدّ مادری ما مرحوم حاج آقا معین شیرازی به اتّفاق اهلبیتشان (جدّۀ ما) نیز مشرّف بودند. پس از انجام مناسک به اتّفاق، قصد تشرّف به عتبات عالیات را داشتیم و در فرودگاه جدّه شبهنگام منتظر رسیدن موعِد اطّلاع، در مکانی خلوت نشسته بودیم. مرحوم حاج آقا معین فرمودند: در این سفر من دو نفر را زیاد مشاهده میکردم یکی حاج عبدالجلیل محیی و دیگر ... در حالیکه این دو نفر در عراق بودند و در آن سال به حجّ مشرّف نشده بودند. ناگفته نماند که مرحوم حاج آقا معین شیرازی ـرحمة الله علیهـ دارای حالات کشف و شهود و بصیرت بوده و بعضی از مطالب و صور معنوی برای ایشان منکشف گردیده بود، که از جمله همین مکاشفهای بود که در آنجا برای ما نقل کردند.
مرحوم والد ـ رضوان الله علیه ـ فرمودند:
این مکاشفه شما نسبت به آقای حاج عبدالجلیل ـ سَلّمه الله تعالی ـ صحیح بوده است، زیرا ایشان فردی مؤمن و تحت ولایت حضرت حدّاد میباشند و طبیعی است که شما ایشان را به صورت واقعی و برزخی خویش دیده باشید؛ زیرا در روایت داریم که: هر مؤمنی که نیّت و قصد زیارت بیتالله الحرام را داشته باشد، خداوند ملکی را به صورت او میفرستد و در تمام مواقف و مشاهد `