مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٨٥ - طلب نصیحت کردن آقا سیّد جمال گلپایگانی (ره) از آقای قاضی (ره )
خواسته و از خدمتشان مرخص شدم.[١]
طلب نصیحت کردن آقا سیّد جمال گلپایگانی (ره) از آقای قاضی (ره)
و نیز نقل کردند [آیة الله قوچانی]:
روزی در خدمت مرحوم آقای قاضی ـرضوان الله علیهـ بودم و فتوحات میخواندم ناگاه آقای آقا سیّد جمال الدّین گلپایگانی ـمدّ ظلّهـ وارد شدند راجع به وکالتی که در خرید زمینی آقای قاضی به ایشان داده بودند مذاکره کنند؛ من کتاب را بسته و کنار گذاردم.
ایشان مذاکرات خود را به اتمام رسانیده هنگام رفتن به آن مرحوم اظهار داشتند مرا نصیحتی کن که از آمدنم بیبهره نباشم! آن مرحوم اظهار کردند: شما با این مقام شامخ چه نیاز به نصیحت من دارید با اینکه من تهیدستم؟! ایشان اصرار کردند تا بالأخره مرحوم قاضی اظهار کردند:
«قبل از تشریف فرمائی سرکار، کتابی راجع به حالات علمای تبریز (که سیّد محمود نامی آورده و میخواند) خوانده میشد، مِن جمله حالات یکی از آنها را مینوشت که هنگام شب که قرص نان و یک شربه آب برای شام او حاضر مینمودند هر چقدر که میل داشت میخورد و مابقی را همان شبانه به مستحقّش میرسانید و صبر نمیکرد تا صبح شود!»
کنایه از اینکه شما که عالم ظاهری و مرجع تقلید نیز هستید باید مواظب این نکات باشید! یک مرتبه چهره آقای گلپایگانی برافروخته شد و این کلام در ایشان اثر مهمّی نمود و خداحافظی نمودند و رفتند.[٢]
[١]ـ همان مصدر، ص ١٤٦؛ رجوع شود به همین کتاب ص ٥٠ و ٥٢.
[٢]ـ همان مصدر، ص ١٥٢؛ رجوع شود به همین کتاب ص ٣٩ و ٤٠.