مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣٥٦ - کوتاه مبادا ز درت پای ارادت
|
هرگز نتوان گفت که حالش چونست |
آن یار که نوشیده مِی مهرِ تو را |
|
|
هشیار ز غبطهاش دلی پر خون است |
مستست و حلال بادش این سُکر مدام |
|
|
دیوانه یکی و دیگری مفتون است |
زین ساقی و جام و باده و مستانش |
|
|
زین می که بسی غرامتم افزون است |
یارب ز کرم بخش مرا شُربِ مدام |
|
|
یعنی به گدا عطیّهات میمون است |
من سائل محروم و تو مولای کریم |
|
|
کسوت به تنش ز فضل تو موزون است |
هر کس که برهنه شد چو من از نیکی |
|
|
کاندر پی او رَوان بهر هامونست |
یا رب ز کرم بخش بفانی آبی |
الهی! تو صاحب اخلاق حمیده و صفات پسندیدهای، نی غلطم، تو معدن صفات نیک و اخلاق کریمهای؛ در هر چمن گلی خوشبو روئیده از این گلستان است، و در هر گلشنی ریحانی با روح و جانفزا برآمده از این گلزار است.
ای خدائی که بندگان را امر به فضل و احسان فرمودی! روزنهای از باغستان خرّم و صفا به دیدۀ صاحب نظران گشائی و در آن باغ ببندی؟! هرگز گمان نمیرود که تو با آن صفات حمیده بلبلی را شیفتۀ گلی نمائی و أبدَ الآباد در آتش فراق و افسوسش بسوزانی؛ هیهات، هیهات، از آن جود و سماحت و فضل و کرامت که [با] ما بندگان بیچاره (یعنی یکدسته رنجور از وطن آواره) به نسیان رفتار نمائی! بلکه چنان دانم که بر هر صاحبدلی که دلربائی نمودی غَرَضت عطیّه بود و مقصودت از حرمانِ زمانی اندک، جُرم زشتی کردار و قدر دانی زمان وصال بود.
یا رب از زبان تو گوئیم: أنت نِعْمَ المولی و نِعمَ النّصیر! یا رب تو أکرم از آنی که درِ دعا را مفتوح و باب اجابت را مسدود نمائی.
[کوتاه مبادا ز درت پای ارادت]
|
کوتاه مبادا ز درت پای ارادت |
||||
|
بر دوش گران است، بس این بار شقاوت |
||||