مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٨٧ - ألا إنّ الوجودَ بلا مَحالٍ خَیالٌ فی خَیالٍ فی خَیالٍ
ذیالحجّۀ یکهزار و سیصد و نود و سه هجریّه قمریّه که در منزل حقیر برای صرف نهار تشریف داشتند فرمودند که:
در نجف اشرف بودم بعد از نماز صبح که نشسته بودم در حال توجّه و خلسه حضرت علیّ بن جعفر به من نزدیک شد به اندازهای که نفَس آن حضرت گویا به صورت من میخورد و فرمود: «قضیّۀ وحدت وجود از اصول مسلّمۀ ما اهل بیت است.»
[ره عقل جز پیچ در پیچ نیست]
و فرمودند: چقدر خوب سعدی فرموده است در بوستان خود:
|
ره عقل جز پیچ در پیچ نیست |
بَرِ عارفان جز خدا هیچ نیست |
|
|
توان گفت این نکته با حق شناس |
ولی خرده گیرند اهل قیاس |
|
|
که پس آسمان و زمین چیستند؟ |
بنی آدم و دیو و دَد کیستند؟ |
|
|
همه هرچه هستند از آن کمترند |
که با هستیش نام هستی برند |
|
|
عظیم است پیش تو دریا به موج |
بلند است خورشید تابان به اوج |
|
|
ولی اهل صورت کجا پی برند؟ |
که ارباب معنی به مُلکی دَرَند |
|
|
که گر آفتابست یک ذرّه نیست |
وگر هفت دریاست یک قطره نیست |
|
|
چو سلطان عزّت عَلَم در کشد |
جهان سَر به جَیْب عدم در کشد[١] |
[ألا إنّ الوجودَ بلا مَحالٍ خَیالٌ فی خَیالٍ فی خَیالٍ]
و فرمودند چقدر خوب فرموده است در کتاب الإنسان الکامل شیخ عبدالکریم جیلی:
[١]ـ در ص ١١٣، از چاپ محمّد علی فروغی، ضمن کلّیّات آمده است.