مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٩٨ - مطالب منقوله از آقای حاج سیّد محمّد حسن قاضی درباره فوت ایشان
آن دعا خواندند و دعای عدیله را خواندند که مجموعاً قریب یک ساعت طول کشید! و چون شب فرا رسید و من خواستم نزد ایشان بمانم، گفتند به منزل خود برو (چون در منزل مسکونی مرحوم قاضی غیر از یک اطاق نبود) و فردا صبح در اوّل وقت زود بیا! من به منزل رفتم و در اوّل طلوع فجر که از منزل آمدم، دیدم ایشان رحلت کردهاند.
مرحوم حاج آقا یحیی عبادی سجّادی که از أعلامِ علماء اخیار و از معاریف ابرار طهران بود و مرد شریف و سیّدی بزرگوار و پیرمرد بود، در آن ایّام به زیارت اعتاب عالیات مشرّف شده و زیارت نجف را هم کاملاً کرده و در کربلا، عازم طهران بود؛ قبل از اذان صبح در حرم مطهّر نشسته و به توجّه و دعا مشغول بود که به او از باطن گفته شد: «برخیز برو به نجف که آقای حاج میرزا علیّ قاضی فوت کرده است و متصدّی تمام امور ایشان بشو، از تشییع و تغسیل و تکفین و تدفین و غیرها!» و البته ایشان هیچ نسبتی حتّی نسبت برخورد و ملاقات با مرحوم قاضی نداشته است و رابطهای برقرار نبوده است.
ایشان با اینکه عازم حرکت به کاظمین و مراجعت به ایران بود، همان وقت از حرم مطهّر حضرت اباعبدالله الحسین علیهالسّلام عازم نجف میشود، و چون وارد نجف میشود و از منزل ایشان سؤال میکند، گفته میشود ایشان فوت کرده است. به منزل مرحوم قاضی وارد میشود و جنازه روی زمین بوده است.
ایشان مراسم تشییع را به عمل میآورد تا وادی السّلام و در غسّالخانۀ آنجا غسل میدهند، و مرحوم آقای سیّد محمّد تقی طالقانی ـرضوان الله علیهـ (آقازاده مرحوم آقای حاج سیّد احمد آقا طالقانی) را که مقیم مدینه شده و اینک برای زیارت و تجدید عهد به نجف آمده بود، مأمور تغسیل ایشان میکند. آقا سیّد محمّد تقی نیز دو نفر را به انتخاب خود برای معاونت خود میبرد و غسّالها را از غسّالخانه بیرون کرده خودش با معاونانش جنازۀ مرحوم قاضی را غسل میدهند و در وادی السّلام در