مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣٩٦ - احوال مرحوم آیة الحقّ و الیقین آقا سیّد جمال الدّین گلپایگانی
[میهمان نوازی وشدّت عسر و تضیّق معیشت آقای انصاری (ت)][١]
احوال مرحوم آیة الحقّ و الیقین آقا سیّد جمال الدّین گلپایگانی
[١]` این دو نفر دلاّل و واسطه فروش بودند، پس از گذشت اندک زمانی متوجّه شدم این واسطهها میخواهند باغ را به ثمن بخس بفروشند و مرحوم انصاری از فروش آن امتناع میورزند؛ تا اینکه کمکم صدای آن دو نفر بلند شد و شروع کردند به هتّاکی و بیاحترامی به مرحوم انصاری که ایشان در این هنگام صحبت را قطع کردند و به نزاع و مشاجره خاتمه دادند و آن دو نفر از منزل خارج شدند.
من از این پیشآمد بسیار متأثّر شدم که باید کار اولیای خدا به اینجا برسد که برای تحصیل قوت مهمانان مجبور شوند باغ کوچک انگور خود را بفروشند و بعد با این مسایل روبرو شوند، در حالیکه برخی از دوستان نادان ایشان چنین میپنداشتند این مخارج و مصارف تماماً توسّط تصرّفات ایشان و از راه غیر طبیعی تأمین میگردد، و با خود گفتم: به مجرّد بازگشت به طهران از آشنایان قدری پول میگیرم و برای آقای انصاری ارسال میکنم.
غروب برای ادراک فیض نماز جماعت مرحوم انصاری در مسجد جامع همدان به اتّفاق رفقا حرکت کردیم، و پس از اقامۀ نماز عشاء در صحن مسجد جامع هنگام خارج شدن از مسجد در حرکت بودم که ناگاه مرحوم آقای انصاری آمدند و در کنار من قرار گرفتند و به آهستگی در گوش من فرمودند:
«آقا سیّد محمّد حسین مبادا آنچه را که در ذهن داری دربارۀ مخارج و مصارف من جامه عمل بپوشانی! إن شاء الله خدا بزرگ است!» این جمله را فرمودند و از من فاصله گرفتند. (معلِّق)