مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٤٠ - نامهها و دستورات سلوکی آقای حدّاد به حضرت علاّمه طهرانی، قدّس الله اسرارهما
اما بعد، میفرمائید بر اینکه:
|
تَرَکتُ النّاسَ دنیاهم و دینَهم |
شُغلاً بذِکرِک یا دینی و دنیائی |
خوب بر همین قرار باش دیگر! زیرا با ناله کردن جور نمیآید، باید تسلیم شد.
|
سخنی را که در آن بار بگفتم با تو |
||||
|
هست اجازت که در این بار بگویم یا نه |
||||
|
وصف آنکس که در کوچۀ این بازار است |
||||
|
در سر کوچه و بازار بگویم یا نه |
||||
|
و صَرِّحْ بِإطلاقِ الجمال، و لا تَقُلْ |
بتقییده مَیْلاً لِزُخرُف زینة |
|
|
فکلّ مَلیحٍ حُسنُه مِن جمالها |
مُعارٌ له، أو حُسنُ کُلِّ مَلیحَة |
|
ای غایب از نظر به خدا میسپارمت |
||||
|
جانم بسوختی و به دل دوست دارمت |
||||
|
تا دامن کفن نکشم زیر پای خاک |
||||
|
باور مکن که دست زدامن بدارمت |
||||
و السّلام علیکم و رحمة الله و برکاته
سیّد هاشم حدّاد
* * *
یا هو
بسم الله الرّحمن الرّحیم و به نستعین
اللهمّ أنتَ السّلامُ و مِنک السّلامُ و إلیکَ یَعُودُ السّلام و دارُک دارُالسّلام، حَیِینا ربّنا مِنکَ بالسّلام.
قربانت گردم: