مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٩٩ - مطالب منقوله از آقای حاج سیّد محمّد حسن قاضی درباره فوت ایشان
عقب قبر پدر مرحوم قاضی به خاک میسپارند. و مرحوم حاج آقا یحیی مجلس ترحیم برپا میکند و تا یک هفتۀ تمام در نجف میماند و شب هفتم ایشان را نیز برگزار میکند و سپس به ایران برمیگردد.
آقا سیّد محمّد حسن قاضی میگفتند: پدرم بسیار مرد متواضعی بود و نسبت به زوّار که به منزل او میرفتند نهایت احترام را داشت و گفتگو میکرد، و در مجالس روضه که در منزل خود میگرفت و مردم در روی حصیر مینشستند خودش دمِ درِ اطاق و یا حیاط روی زمین مینشست پهلوی کفشها به طوریکه تمام بدنش در روی زمین بود، و با دست خودش یکایک کفشهای واردین را جفت میکرد و همه را مرتّب میکرد در جلوی پای آنها بدون استثناء، و با همه با مرحمت و ملاطفت و مهر رفتار میکرد، و به مجلس روضه فوقالعاده اهمیّت میداد.
مرحوم شریعتمدار رشتی (برادر قائم مقام رفیع) از ارادتمندان مرحوم قاضی بود؛ چون مرحوم قاضی رحلت کرد در خواب به او گفتند: «یکی از پسران مرحوم قاضی به نام سیّد جعفر، خانهاش خراب شده، آن را برای او بساز!»
مرحوم شریعتمدار به منزل مرحوم قاضی میآید و تمام پسران او را جمع میکند (مرحوم قاضی چهار زوجه داشته است و کثیر الاولاد بوده است) و از نام یکایک آنها پرسش میکند و از وضع منزل آنها میپرسد تا میرسد به فرزندی که نامش سیّد جعفر بوده است، او میگوید: منزل ما که نیمی از آن مسجد است، خراب شده است و ما در همان منزل مخروبه مسکن داریم.
شریعتمدار آن نیمی که متعلّق به ایشان بوده است تجدید بنا میکند و او را در آنجا اسکان میدهد و به نیم دیگر آن که مسجد بوده است تصرّفی به عمل نمیآورد.
انتهی کلام آقای حاج سیّد محمّد حسن.[١]
[١]ـ جنگ ١٧، ص ٢٧ الی ٢٩.