مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٨٨ - قدرت فوق العاد١٧٢٨ ایشان در تشخیص خطّهای قدیمی و اساتید این فنّ
مگر چه شخصیّتی است که شما با درشکه از تبریز به سوی او به آن دِه میروید؟ پدرم گفت: همان کسی است که در حلّ این مسائل (قبله که قبلاً مورد سخن بوده است) استاد و فرید است.
و در غالب از موارد و اوقات مرحوم پدرم میگفت: «علاّمۀ طباطبائی علومی را دارد که ما نداریم» و منظور پدرم از آن علوم، علوم باطنی و غیبی بوده است.
[قدرت فوق العاده ایشان در مقام مشاعره]
یک روز من با حضرت علاّمۀ طباطبائی و دو نفر دامادشان آقای مناقبی و آقای قدّوسی با ماشین سواری از سبزوار به مشهد میآمدیم و بنا شد مشاعره کنیم. ما سه نفر در یک طرف و علاّمه به تنهایی در طرف دیگر بود، ما سه نفر مجموعاً نتوانستیم از ایشان برنده شویم، بلکه علاّمه بود که ما را محکوم میکرد؛ نه با یک بیت شعر بلکه با چند بیت که مرتّباً به عنوان شاهد میآورد و حقّاً ما از احاطۀ ایشان به شعر و ادبیّت در شگفت افتادیم.
[قدرت فوق العادۀ ایشان در تشخیص خطّهای قدیمی و اساتید این فنّ]
آقا سیّد محمّد علی میلانی میگفتند:
علاّمه در تشخیص خطّهای قدیمی و اساتید فنِّ خطّ، استاد بودند و خطّهای معروفین را به طرز بینظیری میشناختند، به طوری که در بعضی از اوقات اساتید خطشناسی برای شناختن بعضی از خطوط به ایشان مراجعه میکردند و ایشان بدون درنگ میگفتند: این خطّ مثلاً از فلان است.
یکی از اساتید اهل فنّ خطّ برای ما میگفت: روزی ما مقدار زیادی از خطوط را که نمیشناختیم، به محضر ایشان بردیم و ایشان یکیک را میگفتند که از کیست و سریعاً کنار میگذاردند؛ مثلاً میگفتند: این از مرحوم درویش است، این خطّ میرعماد است، این خطّ میرزا غلامرضا کلهر است، این خطّ احمد نیریزی است، و همچنین تا آخر مجموعه را یکایک سریعاً گفتند و اوراق را روی هم میگذاردند.