مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣٥٤ - سوّم مناجات بیچارگان
|
یا ربّ به علوم أبیجعفر، برواج دیانت آن سرور |
||||
|
بشریعت صاحب دین جعفر، منگر تو بزشتی کردارم |
||||
|
یا ربّ بامام حلیم کظیم بغریب دور از اهل و حریم |
||||
|
یا ربّ بتقیّ جواد کریم، اغماض کن از بد رفتارم |
||||
|
بنقیّ و هدایت آن هادی، بعساکر حق بامام زکیّ |
||||
|
بولیّ زمان و سمیّ نبیّ، الحاق نما تو به أخیارم |
||||
ای خدا! در این دار ابتلا که ما را آزمودی جز بدی رفتار از ما ندیدی و عملی از ما نپسندیدی؛ ما را مایۀ امیدواری از خود چیزی نباشد و ملاحظۀ شجرۀ کردارمان جز غم و سوگواری باری نیاورد؛ روی زشتمان چون دفتر اعمالمان سیاه است و نامۀ ما اشقیا یکسره پر از گناه است؛ اکنون که دست ما از هر طرف کوتاه است آیا تو نفرمودی اگر این خلق عصیان نورزیدی خلقی دیگر ایجاد نمودمی که عصیان ورزند تا غفّاری من پدید آید؟!
|
ای آنکه گدا بر کرم ارشاد کنی |
||||
|
هر لحظه بلطفی دگرش یاد کنی |
||||
|
از دامن تو چگونه بردارم دست |
||||
|
چون دشمن و دوست هر دو را شاد کنی |
||||
سوّم: مناجات بیچارگان
ای کریم کارساز و ای خدای بنده نواز
|
از تو باشد درد و درمان هم ز تو است |
||||
|
از تو آید وصل و هجران هم ز تو است |
||||
|
هر کرا خواهی ببخشی مُلکِ دل |
||||
|
یا کنی ممنوع و حرمان هم ز تو است |
||||