مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٣٧ - راجع به فاعل فعل عبس و تولّی
سَمِعْتُمْ آيَاتِ اللَّهِ يُكْفَرُ بِهَا وَيُسْتَهْزَأُ بِهَا فَلَا تَقْعُدُوا مَعَهُمْ حَتَّى يَخُوضُوا فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ إِنَّكُمْ إِذًا مِثْلُهُمْ إِنَّ اللَّهَ جَامِعُ الْمُنَافِقِينَ وَالْكَافِرِينَ فِي جَهَنَّمَ جَمِيعًا) قیاس گردد به خوبی روشن میشود که آیۀ دوّم، ناظر به آیۀ اوّل است و در آن اشاره میکند که سابقاً در کتاب، .... حکمی نازل شده است، و چون در آیۀ دوّم خطاب به مؤمنین است معلوم میشود که در آیۀ اوّل هم خطاب به مؤمنین است؛ [و] در ظاهر عنوانِ خطاب را به رسول اکرم متوجّه ساخته است.
و امّا مراد از کسی که به آیات خدا کفر ورزیده و استهزاء مینموده است ولیدبن مغیره است که خداوند داستان او را در سورۀ المدّثر بیان میفرماید: (ذَرْنِي وَمَنْ خَلَقْتُ وَحِيدًا * وَجَعَلْتُ لَهُ مَالًا مَمْدُودًا)،[١] تا آنکه میفرماید: بعد از تفکّر و تقدیر گفت: (إِنْ هَذَا إِلَّا قَوْلُ الْبَشَرِ * إِنْ هَذَا إِلَّا قَوْلُ الْبَشَرِ) این گفتارِ کفر او بود؛ چون در آیۀ بعد، او را وعید به آتش داده و نوزده ملائکه را آتشبان قرار داده است که: (عَلَيْهَا تِسْعَةَ عَشَرَ). ولید، از روی سخریّه گفت من از هجده ملائکه شما را کفایت میکنم فقط شما از یک ملائکه مرا کفایت کنید، و این را از روی استهزاء گفت و لذا در آیۀ سوره انعام و سوره نساء، داستان خوض و کفر و استهزاء او را بیان میکند. و «ولید بن عقبة ابی معیط» فاسقی است که در آیۀ نَبأ منع از عمل به گفتار او شده است: (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ) [٢] و او غیر از ولیدبن مغیره است.
و ثانیاً: در چند آیۀ بعد خداوند میفرماید:
[١]ـ سوره المدّثّر (٧٤) آیات ١١ و ١٢.
[٢]ـ سوره الحجرات (٤٩) آیه ٦.