مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٦٠ - عدم وصول به مقامات توحیدی بدون ولایت امامان شیعه
|
ذَهَبَ العُمرُ ضیاعًا و انْقَضـَی |
باطِلاً إذ لَم أفُزْ مِنکُم بـشَیء |
|
|
غَیرَ ما اُولِیتُ مِن عِقدِی ولا |
عِترَةِ المَبعُوثِ حَقًّا مِن قُـصَیّ[١] |
«عمر من ضایع شد و به باطل گذشت؛ چرا که به من از حقیقت شما هیچ چیز نرسیده است و بدان کامیاب نشدهام غیر از عقد و گرۀ ولایت عترت برانگیخته شدۀ به حقّ از أولاد قُصَیّ (عترت و خاندان محمّد بن عبدالله ... ابن قُصَیّ) که آن به من عنایت شده است.»
یعنی نتیجۀ یک عمر، سیر و سلوک إلی الله، وصول به ولایت عترت طاهره و گره خوردن و عقد ولآء ایشان است که به طور مِنحَه و بخشش به من إعطاء شده و من از آن کامیاب و فائز گردیدهام.
از اینجا اوّلاً: به دست میآید که سیر و سلوک صحیح و بیغشّ و خالص از شوائب نفس أمّاره، بالأخره سالک را به عترت طیّبه میرساند و از أنوار جمالیّه و جلالیّه ایشان در کشف حجب بهرمند میسازد، و ابن فارض که مسلَّماً از عامّه بوده و مذهب سنّت را داشته است و حتی کنیه و نامش «أبوحَفص عُمَر» است، در پایان کار و آخر عمر از شربت معین ولایت سیراب و از آب دهان محبوب أزل، سرشار و شاداب گردیده است.
[عدم وصول به مقامات توحیدی بدون ولایت امامان شیعه]
و ثانیاً: همان طور که مرحوم قاضیّ ـ قدّس الله نفسه ـ فرمودهاند، وصول به مقام توحید و سیر صحیح إلی الله و عرفان ذات أحدیّت ـعزّ اسمهـ بدون ولایت إمامان شیعه و خلفای راشدین از أولاد علیّ بن أبیطالب و بتول عذرآء صلوات الله علیهما محال است؛ این امر دربارۀ ابن فارض مشهود و دربارۀ بسیاری دیگر از عرفای عالیقدر همچون محیی الدّین عربی و ملاّ محمّد رومی و فرید الدّین عطّار نیشابوری و أمثالهم، به ثبوت و تحقّق پیوسته است.
[١]ـ دیوان ابن فارض، یائیّه آن أوّلش این است: سآئقَ الأظْعَانِ یَطْوِی الْبَیْدَ طَیّ، ص ٢٥.