عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٨٣ - حلم و بردبارى ملا مهدى نراقى
آن گاه از خانه او رفت!!
آرى، مردان خدا جز به ياد خدا و براى خدا و به دستور خدا زندگى نمىكنند و هيچ علتى بين آنان و محبوبشان نمىتواند حايل گردد.
بردبارى علامه كاشف الغطا
كاشف الغطا از بزرگترين فقهاى شيعه و از علماى به نام مكتب اسلام است، او در دانش فقه مردى كم نظير و دانشمندى بىبديل بود. بسيارى از فقها و دانشمندان از شاگردان و تربيتشدگان آن فقيه بزرگ و عالم سترگ هستند.
روز عيد فطر با هزاران نفر نماز عيد را در صحن مطهر حضرت مولى الموحدين بجاى آورد، فقيرى دل شكسته كه از شدت فقر و ندارى كارد به استخوانش رسيده بود به محضر او آمد و اظهار حاجت كرد و گفت: از فطريهاى كه مردم نزد شما آوردهاند به من كمك كن كه سخت محتاجم.
آنجناب فرمود: من تمام فطريهها را به محل خودش رساندم و اكنون از آن پول چيزى نزد من نيست، نيازمند دچار عصبانيت شد، آب دهن به روى آن مرجع بزرگ انداخت و گفت: تو كه از كمك به هم چون منى عاجزى چرا بر اين مسند نشستهاى؟!
كاشف الغطا آب دهان آن مرد را به روى و به محاسن خود كشيد، آن گاه برخاست و عبا از دوش خويش برداشت و روى به جانب نمازگزاران كرد و گفت:
هر كس مرا دوست دارد به اندازه وسعش در اين عبا پول بريزد، آن گاه خود آن جناب در صف نمازگزاران گشت و براى آن فقير كمك قابل توجهى از مردم گرفت!! راستى، بجاى اين كه اين موارد را حلم بناميم بهتر است معجزه اخلاقى بگوييم كه اين گونه اخلاق هم سويى با اوليا و انبياى الهى است.
|
من الهى بنده عشقم كه آزاد از جهانم |
در گلستان طبيعت بلبلى بىآشيانم |
|
|
عاشقى آواره كوى حبيبى دلفريبم |
عاقلى ديوانه وصل نگارى دلستانم |
|
|
روز و شب در خلوت دل با خيالش هم نشينم |
آفرين بر دل كه بنمودى نشان زان بىنشانم |
|
|
كرده لطفش ايمن از جور سپهر كج مدارم |
داده مهرش پرتوى افزون زماه آسمانم |
|
حلم و بردبارى ملا مهدى نراقى
پس از آن كه ملا مهدى كتاب با ارزش «جامع السعادات» را در اخلاق نوشت و نسخههاى آن در مناطق مسلماننشين پخش شد، نسخهاى از آن كتاب به دست بزرگ مرد شيعه، جامع فضايل و كمالات سيد مهدى بحرالعلوم كه در نجف اشرف محور علم و تقوا و زهد و عبادت و كياست و مرجعيت بود رسيد.
سيد از ديدن آن كتاب در شگفت شد و آرزو كرد روزى به ديدار مؤلف آن گنجينهپر قيمت موفق گردد.
ملا مهدى نراقى در آتش اشتياق زيارت ائمه طاهرين : مىسوخت، از خداى بزرگ مىخواست كه به اعتاب مقدسه مشرف شود، حضرت حق توفيق زيارت عتبات عاليات را نصيب آن عبد صالح كرد.
آن انسان والا و وارسته وارد نجف شد، بر اساس رسوم ديرينه تمام مراجع و علما و دانشمندان و طلاب، از آن حضرت ديدن كردند و آن جناب به بازديد همه شتافت، تنها كسى كه از آن مجسمه اخلاق ديدن نكرد سيد مهدى بحرالعلوم بود!!