عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٢٢ - اخذ و عطاى نادرست
حقيقت بود، پايهگذار مكتبها و مسلكها در برابر صراط مستقيم الهى در پوشش اسلام شد كه از اين رهگذر نه تعداد گمراهان تاكنون بر ما معلوم است و نه ضربههاى مادى و معنوى و تربيتى كه بر پيكر انسان وارد آمد بر ما روشن است.
امامان معصوم و راستين كه امامتشان انتخاب خدا بود و رسول حق مأمور ابلاغ آن خانهنشين شدند، ستمپيشگان بر تمام شؤون حيات مردم حاكميت يافتند، بازرگانان حديث چهرههاى پاك را به تهمت گرفتند و ناپاكان را پاك جلوه دادند، قرآن را بر اساس ميل خطرناكترين افراد اموى و عباسى تفسير كردند و به نفع آنان هزاران حديث جعل نمودند، اولياى الهى هم چون ابوذرها و حجرها و رشيدها و ميثمها و كميلها و سعيدها تبعيد شده و عاقبت بر دار شهادت رفتند و حكم بن عاصها و مروانها و... كه تبعيدشدگان خدا بودند به مدينه بازگشته و همه كاره اسلام شدند، اطفال اموى در گهوارههاى بند طلا خوابانده شدند و مردان و زنان و كودكان الهى در سرزمين كربلا نشسته و گرسنه با فجيعترين وضعى به شهادت رسيدند.
زندانهاى معاويه و يزيد و مروان و عبدالملك و هشام و وليد اموى و مهدى و هادى و هارون و مأمون و متوكل عباسى از اهل حقيقت پر بود و آنان به جرم ايمان و آگاهى از قرآن زير بدترين شكنجهها بودند، ولى در رأس دستگاههاى دولتى بىدينان واقعى با پول بيتالمال و عطاهاى بيجا مشغول كندن درخت اسلام از ريشه بودند.
قاضيان آلوده، روحانى نمايان فاسد، وعاظ السلاطين، دبيران و معلمان شكمپرست با اخذ پول كلان از بانيان فساد و تباهى، دو اسبه به هدم بنيان اسلام تاختند.
پول آرى! پول، اخذ و عطا آرى! اخذ و عطا چه بلاها كه بر سر پاكان و مظلومان