عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٤ - پاكى عمل
پاكى عمل
عاقبة بن يزيد كه در عصر مهدى عباسى عهدهدار قضاى بغداد بود، يك روز به هنگام ظهر نزد خليفه شد و تقاضا كرد كه ديگرى را به جاى او در منصب قضا بگمارد تا بىدرنگ صندوق اسناد و محفظه مدارك مربوطه به ارباب دعوى و دفاع را به او تسليم كند.
مهدى چون سخن او بشنيد، پنداشت كه يكى از رجال دولت با وى به معارضه برخاسته و او را آزرده خاطر و خشمگين ساخته.
از اينرو علت استعفايش را بخواست و گفت: اگر علت آزردگيت اين است كه كسى با تو معارضه كرده بازگوى تا هم اكنون به تأديبش فرمان دهم، قاضى گفت:
چنين اتفاقى نيفتاده است.
مهدى گفت: در اين صورت علت استعفا چيست؟
قاضى گفت: يك ماه پيش از اين، دو تن از مراجعان در خصوص قضيهاى دشوار به محضر قضا حاضر شدند و هر يك ادله و شهودى بر صدق اظهارات خود در مورد نزاع اقامه كرد و حجتها آورد كه جاى تأمل و درخور مطالعه و تحقيق بود.
من در برابر اين قضيه دشوار فرو ماندم و چندين بار تجديد جلسه كردم و اميد داشتم كه آن قضيه را به اصلاح ميان طرفين پايان بخشم، يا به وسيله تحقيق بيشترى حقيقت امر را دريابم.
قضا را در اين ميان يكى از طرفين دعوى خبر يافته بود كه من رطب دوست دارم، از اينرو براى جلب عواطف من در چنين موسم كه فصل نوبر رطب است، مقدارى از بهترين قسم آن را كه من هرگز نظيرش را نديده بودم و حتى براى خليفه نيز در چنين فصلى ميسور نيست فراهم ساخت و با پرداختن چند درهم رشوه،