عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٩٢ - عبرت از طمعكار
موسى ٧ گفت:
يا رب از بندگان تو كه توانگرتر؟ گفت: آن كه قناعت بكند بدانچه من دهم، گفت: كه عادلتر؟ گفت: آن كه انصاف از خود بدهد[١].
محمد بن واسع رحمة الله عليه نان خشك در آب كردى و مىخوردى و مىگفتى كه هر كه بدين قناعت كند از همه خلق بىنياز بود.
يكى از حكما مىگويد:
هيچ كس به رنج صبورتر از حريص مطمع نبود و هيچ كس را عيش خوشتر از قانع نبود و هيچ كس اندوهگينتر از حسود نبود و هيچ كس سبكبارتر از آن كس نبود كه به ترك دنيا بگويد و هيچ كس پشيمانتر از عالم بدكردار نبود[٢].
عبرت از طمعكار
شعبى رحمة الله عليه همى گويد:
صيادى گنجشكى بگرفت، گفت: مرا چه خواهى كرد؟ گفت: بكشم و بخورم، گفت: از خوردن من چيزى نيايد، اگر مرا رها كنى سه سخن به تو آموزم كه تو را بهتر از خوردن من، گفت: بگوى، مرغ گفت: يك سخن در دست تو بگويم و يكى آن وقت كه مرا رها كنى و يكى آن وقت كه بر كوه شوم. گفت: اول بگويى، گفت: هر چه از دست تو بشد بدان حسرت مخور، رها كرد و بر درخت نشست گفت:
ديگرى بگوى. گفت: محال هرگز باور مكن و پريد بر سر كوه نشست و گفت: اى بدبخت! اگر مرا بكشتى اندر شكم من دو دانه مرواريد بود هر يكى بيست مثقال،
[١] - مجموعة ورام: ١/ ١٦٣، بيان ذم الحرص والطمع؛ محجة البيضاء: ٦/ ٥١، كتاب ذم المال.
[٢] - محجة البيضاء: ٦/ ٥٢، كتاب ذم المال.