عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٠٣ - ١٠ - كنشها و واكنشها در اندوه ديگران
١٠- كنشها و واكنشها در اندوه ديگران
مجادله كننده در غير حق با بيچارگى و بدبختى ديگران احساس شادى مىكند و از خوشى و سعادت آنها رنجور و اندوهگين مىگردد.
اگر يك مسلمان نسبت به برادر ايمانى خود، دوستدار و خواهان حالت و كيفيتى نباشد كه خود احساس علاقه به آن مىنمايد، چنين مسلمانى از لحاظ ايمانى دچار نقص و گرفتار كمبود بوده و از خلق و خوى و راه و رسم اهل دين سخت به دور است.
اين حالت را غالبا در افرادى مىبينيم كه اشتياق و علاقه به اسكات و كوباندن همگان و اظهار فضل بر برادران ايمانى بر قلبشان چيره شده است.
در احاديث متعدد و بى شمارى مىبينيم كه هر فرد مسلمان نسبت به فرد مسلمان ديگر داراى حقوق و وظايفى است كه اگر نسبت به هر يك از آنها اهمال و كوتاهى كند و آن حق را ادا ننمايد، از حدود و مرزهاى ولايت و دوستى خداوند متعال و طاعت او تجاوز كرده است.
شيخ كلينى در «الكافى» از معلى بن خنيس از حضرت صادق ٧ روايت مىكند:
معلى مىگويد: به حضرت عرضه داشتم: يك فرد مسلمان نسبت به فرد ديگر چه حقى دارد؟
فرمود:
هر يك نسبت به ديگرى داراى حقوق هفت گانهاى است كه واجب و حتمىالاجرا است و اين حقوق از نظر ضرورت اجرا در حدى قرار دارد كه اگر نسبت به هر يك از آنها اجحاف كند و در اداى آن سهل انگارى نمايد از حوزه